روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٥ - ترجمه
كرد،آنجا كه گفت:آنچه حقّ تو است بدهم و زيادت،ازآنجا كه حق دادن عدل است و زيادت دادن فضل،تا هم عدل را كار بسته باشد [١]و هم فضل.در اين آيت گفت:آنان كه ايشان بدى كنند،چون جزاى ايشان دهم يكى را بيش از يكى پاداشت ندهم تا عدل كرده باشم،چه اگر آن زيادت كه آنجا دادم اين جا بدهم، ظلم كرده باشم،جزاء [٢]مثلا بمثل،سربهسر بر وفق عمل بىزيادت،و اگر نقصان كنم فضل كرده باشم چه حقّ من است و قبض[و] [٣]استيفاء به من [٤]است و در اسقاط آن اسقاط حقّ غيرى نيست اگر همه اسقاط كنم [٥]اولى و افضل و احسن و اجمل،جز كه حكمت اقتضاى آن كردش كه [٦]عقاب كفّار اسقاط نكنم و قرينۀ اين آيت [٧]: وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهٰا... [٨]،دليل آن است كه زيادت در آيت اوّل فضل است و اكرام،و زيادت بر قدر مستحق،تا معنى هر دو آيت ملايم شود،بر [٩]اين وجه كه بيان كرديم،چه اگر نه چنين باشد اين دو آيت را به يكديگر نسبت نبود.و «كسب»،هر فعلى بود كه به آن جرّ منفعت يا دفع مضرّت كنند،و براى آن فعل سيّئات [١٠]را كسب خواند كه،فاعلش پندارد كه به خود [١١]سود مىكند،و سيّئه فعلى باشد كه يسوء صاحبها،صاحبش را دژم [١٢]بكند.و رفع جزا را دو وجه باشد،يكى آنكه :مبتدا بود و خبرش[مقدّر] [١٣]مقدّم بود،و التّقدير:فلهم جزاء سيّئة،تا مطابق آيت اوّل بود في قوله: لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنىٰ .وجه دوم آنكه:او مبتدا بود و خبرش في قوله: بِمِثْلِهٰا ،و التّقدير:كاين[حاصل] [١٤]بمثلها. وَ تَرْهَقُهُمْ ،اى تغشاهم. ذِلَّةٌ ،اى مذلّة،و به ايشان رسد مذلّتى و مهانتى تمام،و براى آن تنكير كرد تا ابهام كند بر
[١] .همۀ نسخه بدلها:باشم.
[٢] .اساس:جز،مل:چه،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[١٤] [١٣] [٣] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٤] .مل:آن من.
[٥] .اساس:كنى،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٦] .آج،مل،مج،لب،آز:كرد شرعا كه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+فى قوله.
[٨] .اساس:بمثلها،به قياس با نسخۀ آج،با توجه به متن قرآن مجيد،تصحيح شد،سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ٤٠.
[٩] .اساس:و،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:سيّئه.
[١١] .اساس:به خوف،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٢] .آو،آج،بم،لب،آز:اندوهگن.