فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
به اين ملازمه و نيز به مضمون مطالب استفاده شده از آيات گذشته، در اين دو آيه قرآن تصريح شده است:
{بَديعُ السّموات والأرض أنّى يكون له ولدٌ و لم تكن صاحبةٌ و خلق كلّ شيءٍ و هو بكلّ شيءٍ عليمٌ * ذَلكُمُ اللّهُ ربُّكم لاإله إلا هو خالق كلّ شيٍء فاعبُدُوه و هو على كلّ شيٍء وكيلٌ؛} (١٢)
اوست پديد آورنده آسمان و زمين و چگونه براى او فرزندى خواهد بود در حالى كه او را همسرى نيست و او همه اشيا را آفريد و به همه امور عالم داناست. اين است وصف پروردگاريكتاى شما كه جز او هيچ خدايى نيست و آفريننده هر چيزى، اوست پس او را پرستش كنيد كه نگهبان همه موجودات است.
در اين دو آيه به خالقيّت خداوند نسبت به تمامى اشياى عالم تصريح شده و در آيه دوم به صراحت، خداوند را وكيل ؛ يعنى حافظ همه اشيا قرارداده است. در گذشته اشاره شد كه حفاظت خداوند نسبت به اشيا، همان تربيت و تكفّل مصلحت آنها در بقايشان مىباشد. سپس در آيه دوم با كلمه «فَاعبدوه» امر به عبادتش را فرع بر خالقيّت خود نسبت به تمام اشيا قرارداده است. از آنجا كه خالقيّت خداوند نسبت به همه اشياء ملازم با مالكيت عامّه او بر همه اشيا است گويا خداوند معبوديّت خود را فرع مالكيّتش بر انسانها و همه اشيا قرار داده است. در نتيجه آنچه از اين آيات استفاده مىشود تأييد و تأكيد بر مفاد اين برهان عقلى است كه همانا خداوند مالك اشيا و اشخاص است و حقّ جعل هر گونه وظيفهاى را براى آنها دارد و فقط او حق دارد كسى را براى اداره جامعه مسلمين تعيين كند.
وجه دوم: در قرآن كريم آيات متعددى آمده كه حقّ جعل وظيفه بر مردم را منحصر به خداوند دانسته است؛ مانند:
{ما تعبدون مِن دونه إلاّ أسماءً سمّيتُمُوها أنتُم و آباؤكم ما أنزل اللّه بها من سُلطنٍ إن الحكمُ إلاّ للّه أمر ألاَّتعبدوا إلاّ إيّاهُ ذلك الدّين القيّم ولكنَّ أَكثر الناسِ لايعلمون} (١٣) ؛
(١٢) انعام، آيه ١٠١ و ١٠٢.
(١٣) يوسف، آيه ٤٠.