فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٨ - نكتهها (١٣) رضا مختارى
همچنين شيخ ابوالفتوح رازى مىگويد:
«غير» در اينجا صفت است و غير هم صفت مىباشد و هم استثناء و اينجا صفت «الذين» است... و «الذين» اگر چه معرفه است و غير نكره است، براى آنكه نه معرفهاى است مستقل بنفسه في التعريف و محتاج است به صفت، چنان كه اسم نكره، كه به صفت بعضى تعريف و تخصيص در او شود.. از اينجا روا مىدارند :«لاأجلس إلاّ إلى العالم غير الجاهل» و «مررتُ بالذي قام غير الذي قعد» و روا نمىدارند «مررت بزيد غير الظريف»... . (١٩)
و هنگامى كه «غير» صفت يا بدل باشد، ترجمه آن به «نه گمراهان و....» خطاست،بلكه ترجمه درست ـ با قطع نظر از پارهاى جزئيات و ظرايف ترجمه ـ چنين است:
ـ راه آنان كه به ايشان نعمت دادى، كه آنها نه مورد خشم قرار گرفتهاند و نه گمراهند. (ترجمه دكتر موسوى گرمارودى).
ـ راه آنهايى كه برايشان انعام فرمودهاى نه آنها مغضوب اند و نه گمراهان. (ترجمه علامه شعرانى). (٢٠)
ـ راه كسانى كه نعمت به آنها دادى، آنها كسانى نيستند كه مورد غضب و خشم واقع شدند و نه كسانى كه گمراهانند. (ترجمه مرحوم فيض الاسلام).
روشن است كه ترجمه «غير» كه در اينجا اسم است به «نه» روا نيست و حاصل و مضمون آيه اين است كه «منعم عليهم» دو صفت ديگر هم دارند ـ يكى اين كه «مغضوب عليهم» و ديگر آنكه «ضالّ» نيستند.
استدراك:
١. در نكته ٤١ (در شماره ٤١ مجله فقه اهل بيت (ع)) ص ١٧٣ ـ ١٧٧ راجع به سمت قبله بسيارى از شهرهاى آمريكاى شمالى بحث، و گفته شد نظر مرحوم آية اللّه خويى كه
(١٩) روض الجنان، ج١، ص٨٨، ذيل آيه شريفه.
(٢٠) هزار و يك كلمه، ج٢، ص٢٥٢، كلمه ٢٧٣.