فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٧ - نماز تراويح سنت يا بدعت؟ جعفر سبحانى آیت الله
ابو ايوسف عمل خليفه دوم را با دلايل زير كه همه آنها مورد مناقشه است توجيه كرده است:
١. اصلى نزد خليفه دوم وجود داشته است.
٢. عهدى از رسول خدا(ص) نزد او وجود داشته است.
٣. كسى از صحابه به اين عمل خليفه اعتراض نكرده است.
اما اشكال دليل اوّل اين است كه مراد از اصل موجود نزد خليفه چيست؟ آيا اين اصل مخصوص خليفه دوم بوده يا نزد ديگران هم وجود داشته است؟
اشكال دليل دوم اين است كه آن چه عهدى بوده كه رسول خدا(ص) با او كرده بود، به جز اين كه رسول خدا (ص) از اقامه اين نماز به صورت جماعت امتناع كرده، دستور داده بود تا درخانهها اقامه شود.
واشكال دليل سوم اين است كه از ميان صحابه، امام على بن ابى طالب بر عمر اعتراض كرد واين كار را بدعت ناميد، اما در آن روزها گوش شنوايى وجود نداشت. روايات ديگر امامان هم نشان مىدهد كه آنها با اين بدعت مخالف بودهاند.
و بالاخره آنچه از رسول خدا(ص) ثابت است چيزى نيست جز اين كه وى نماز شب را در يك شب يا دو شب تا چهار شب به جماعت اقامه كرده، سپس به داخل خانهاش رفته و از آن خارج نشده است و اگر قايل شويم كه اين عمل پيامبر(ص) در چنين شرايط آكنده از ابهام، حجت است و از منع اقامه اين نماز به صورت جماعت، از جانب پيامبر(ص) صرف نظر كنيم، براى ما تنها همين مقدار از ركعات(يعنى هشت ركعت)، آن هم به شرط اين كه نماز شب باشد نه هر نافلهاى، صحيح است.
در پايان به چند مسأله مىپردازيم:
١. اقامه نماز تراويح به صورت جماعت، غفلت از حكمت خدا
اگر اقامه نماز تراويح به صورت جماعت سنتى مؤكد بود، بايستى پيامبر(ص) به آن سفارش مىكرد تا پس از وفاتش به آن عمل شود؛ زيرا پس از رحلت او، ديگر ترس واجب شدن آن وجود ندارد. اما با اين حال نه تنها لب به آن نگشود، بلكه غضبناك به خانه