فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
متولّى امور عالم و خلايق است... هركسى كه براى امرى قيام كند مولا وولىّ آن امر خواهد بود.
در مفردات راغب آمده است:
ولايت، نصرت است. همچنين ولايت به معناى به دست گرفتن امر است و گفته شده: وِلايت و وَلايت مانند دِلالت و دَلالت است و حقيقت معناى ولايت، متولّى شدن شخص براى اداره امرى است.
در اقرب الموارد آمده است:
ولّى الشيء و عليه وِلاية و وَلاية، مالك امر آن شىء شد و قيام به آن كرد... و ولّى فلاناً و ولّى عليه؛ او را يارى كرد و ولى فلاناً ولاية، او را دوست داشت و به او محبت كرد و ولّى البلد؛ يعنى بر آن مسلّط شد... الوليّ بر وزن غنىّ... يعنى محبّ و دوست و يارى كننده.
از كلمات علماى لغت فهميده مىشود كه ولايت به معناى قيام به امر شخص يا شىء است كه همان تولّى امور و تصدّى آن مىباشد.«ولىّ» به معناى متولّى امور، معناى شايعى براى اين لفظ است و بعيد نيست كه همين معنى، مراد از ولىّ در اين آيه شريفه باشد:
{اللّهُ وليّ الذين آمنوا يُخرجهم من الظلمات إلىَ النورِ و الذين كفروا أولياؤُهُمُ الطاغوتُ يخرجونهم من النور إلىَ الظلماتِ } (١٩) ؛
اراده اين معنى از لفظ ولىّ، به قرينه آن است كه اخراج مؤمنين از ظلمات به سوى نور و اخراج كافران از نور به سوى ظلمات، به ولىّ و اوليا نسبت داده شده است و اين معنا فقط با تولّى امور آنها سازگار است، ولىّ در اينجا همان فاعل اخراج كننده است. اگر ولىّ در اينجا به معناى ناصر باشد، نصرت و يارى چيزى بيشتر از كمك به شخص منصور(يارى
(١٩) خداوند سرپرست اهل ايمان است و آنان را از تاريكيهاى جهان بيرون آورده و به عالم نور مىبرد و آنان كه راه كفر را برگزيدند، سرپرست آنان شيطان رهزن، است و آنان را از عالم نور به تاريكيهاى گمراهى درافكند.بقره، آيه ٢٥٧.