فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٠
شكى در احباط كفر به ايمان و بالعكس نيست و اين صريح قرآن و اخبار است ، برآن نقل اجماع شده است و در قرآن و روايات احباط به طور مطلق آمده است. (١٤٤)
نيز مىگويد:
بالجمله اخبار و آيات در وقوع احباط فراوان است، پس انكار آن ممكن نيست، بنابراين هرجا بر عدم احباط دلالت كند بايد آن را تأويل كنيم. تأويلى كه طبرسى در مجمع البيان بيان كرده واضح نيست و در مورد احباط بعضى از اعمال بدنى با بعض ديگر مثل اينكه شرب خمر سبب حبط فلان عمل مىشود و زنا فلان عمل را حبط مىكند و يا اينكه نماز كفاره فلان گناه مىشود، جارى نمىشود.
... ممكن است گفته شود: بعيد نيست كه انسان استحقاق ثواب را داشته باشد، ولى رسيدن به آن موقوف بر عدم صدور منافى مانند ارتداد از او باشد يا بقاى بر ايمان شرط استمرار و انتفاع از ثواب است و احباط عبارت است از عدم آن. (١٤٥)
ممكن است مراد از احباط، ابطال اثر معنوى باشد كه عمل صالح بر تكامل نفس انسانى برجاى مىگذارد، پس احباط در واقع زايل كردن اثر عمل صالح نيست، بلكه سقوط نفس بشرى است از جايگاهى كه به واسطه عمل صالح بدان نايل شده بود.
در اين بحث برخى از اخباريان بر اصوليان به جهت نفى احباط شديداً خرده گرفتهاند و آن را از جمله خطاهاى اصوليان دانستهاند كه به واسطه اجراى دليل عقلى در احكام شرعى بدان مبتلا شدهاند. محدث بحرانى صاحب حدايق مىگويد:
بين بيشتر فقهاى ما اعتماد بر ادله عقليه در اصول و فروع و ترجيح آن بر ادله نقليه، شهرت يافته است، لذا مىبينيم در اصول به پندار وجود دليل عقلى به مطالبى قايل مىشوند كه دليل نقلى بر خلاف آن وجود دارد، مانند نفى احباط عمل با تكيه بر مقدماتى كه حتى مفيد ظن نيست... در حالى كه دلايلى در كتاب
(١٤٤) زبدة البيان، ص١٩٠.
(١٤٥) زبدة البيان، ص٣٠٤ و٣٠٥.