فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
به دست او باشد و بر اين اساس خداوند حقّ جعل وظايف و هر آنچه را كه اراده كند، نسبت به تمامى افراد صاحب عقل و شعور خواهد داشت، همانطور كه مىتواند حقّ ولايت و حكومت را بر تمامى يا بعضى از افراد، به هر شخصى كه بخواهد اعطا كند و از آنجايى كه صفت خالقيّت و علّيت تام و نامحدود خداوند، در هيچ موجود ديگرى يافت نمىشود، پس حقّ ولايت هم فقط مختص اوست كه مالك حقيقى عالم و همه اشياى آن است.
ادلّه شرعى: قرآن كريم نيز همين مفاد را به دو وجه بيان كرده است:
وجه اوّل: عين همان بيان عقلى است؛ به اين صورت كه در قرآن، آيات فراوانى بر اينكه تمامى اشياى عالم، مخلوق خداوند متعال هستند، دلالت مىكنند؛ مانند:
{قُل اللّه خالق كلّ شيء و هو الواحد القهّار} (٥) ؛
بگو تنها خداوند خالق همه اشيا مىباشد و او يگانهاى است كه عالم، مقهور اراده اوست.
و نيز:
{اللّه خالق كلّ شيء و هو على كلّ شيء وكيل} (٦) ؛
خداوند آفريننده همه اشيا است و او بر هر چيز نگهبانست.
در اين دو آيه شريفه خداوند، خلق همه اشيا را به خود نسبت داده است.
تا اينجا پيرامون اصل ايجاد اشيا توسط خداوند بود، اما در آيهاى ديگر آمده است: {قُل أغير اللّه أبغي ربّاً و هو ربّ كلّ شيء} (٧) و در قرآن بسيار تكرار شده كه خداوند، ربّ العالمين است و ربّ ـ چنانكه در مفردات راغب آمده ـ در اصل به معناى تربيت مىباشد.
بنابراين، ربّ به معناى مصدرى ـ همان تربيت كردن و رشد دادن و متكفّل شدن
(٥) رعد، آيه١٦.
(٦) زمر، آيه ٦٦.
(٧) انعام، آيه ١٦٤، بگو: آيا من كسى غير از خدا را به ربوبيّت برگزينم در صورتى كه خدا، ربّ همه موجودات است؟».