فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
اتّخذه رسولاً قبل أن يتّخذه خليلاً و اتّخذه خليلاً، قبل أن يتّخذه إماماً، فلمّا جمع له هذه الأشياء ـ و قبض يده ـ قال له: يَا إبراهيم إنّي جاعلك للناس إماماً، فمن عظمها في عين إبراهيم(ع) قال: يا ربّ و من ذرّيّتي، قال: لا يَنالُ عهدي الظالمين (٢)؛
جابر مىگويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه مىفرمود: به راستى خداوند ابراهيم را به بندگى خود پذيرفت پيش از آنكه او را پيغمبر خود كند و پيامبرش گردانيد پيش از آن كه او را رسول خود كند و به رسالتش برگزيد پيش از آن كه او را خليل خودش بگيرد و خليل خودش قرارداد پيش از آنكه امامش كند، و چون همه اين مقامات را براى او جمع كرد و دست او را گرفت به او فرمود: «اى ابراهيم من تو را براى مردم امام قرار دادم» و آن قدر اين مقام به نظر ابراهيم بزرگ آمد كه عرض كرد: «پروردگارا، از نسل من هم امام خواهند بود؟ خداوند فرمود: عهد من به ستمكاران نمىرسد».
روايت ديگرى نيز در كتاب كافى از زيد شحّام از امام صادق(ع) نقل شده كه مانند حديث قبلى است، جز اين كه در آخر آن، عبارت «لايكون السفيه امام التقى» (٣) اضافه شده است؛ يعنى شخص سفيه امام شخص پرهيز كار و متقى نمىشود.
امام رضا(ع) در روايت عبدالعزيز بن مسلم تصريح كردهاند:
إنّ الإمامة خصّ اللّه عزّ وجلّ بها إبراهيم الخليل بعد النبوّة و الخلّة مرتبة ثالثة، و فضيلة شرّفه بها و أشاربها ذكره، فقال:(إنّي جاعلك لِلناس إماماً).... (٤)؛
خداوند، امامت را بعد از نبوّت و خلّت ـ دوستى ـ را در مرتبه سوم به ابراهيم خليل عطا كرد. امامت، فضيلتى بود كه خداوند ابراهيم را به آن شرافت بخشيد و در قرآن به آن اشاره كرد: « من تو را براى مردم امام قرار دادم»... .
(٢) همان، ح٤.
(٣) همان، حديث ٢.
(٤) كافى، باب نادر جامع في فضل الإمام و صفاته ، ج١، ص١٩٩، ح١.