فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٩ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت مسعود امامى
سيد بحر العلوم مىگويد: انتساب ابن جنيد به قياس، توسط فقيهان بزرگى مانند شيخ مفيد و شيخ طوسى صورت گرفته است و همين امر مانع از اين مىشود كه قياس در شيوه فقهى ابن جنيد را به قياس منصوص العلّه و قياس اولويت كه در نزد شيعه معتبر است حمل كنيم، زيرا اگر چنين بود، اين بزرگان او را مذمت نمىكردند. از اين رو با توجه به جلالت و عظمت وى در ميان شيعيان چارهاى نيست جز آن كه بگوييم مسئله قياس در آن روزگار روشن و بديهى نبوده و حرمت آن ـ همچون اعصار بعد ـ ضرورى مذهب شمرده نمىشده است. (٢٥)
به هررو، ابن ابى عقيل و ابن جنيد كه از آنها به قديمين ياد مىشود ـ صرف نظر از تفاوت هايى كه با يكديگر داشتند ـ از طلايه داران جنبش عقل گرايى در آغاز عصر غيبت بودند و در مقابل اهل حديث و قمّيين، پايههاى مكتب فقهى نوينى را برپاكردند.
در اين ميان، مكتبى ميانه نيز شكل گرفت كه در عين حال كه فقه منصوص را پاسخگو نمىدانست و بر نص گرايى اهل حديث خرده مىگرفت، بر شيوه فقهى امثال ابن جنيد نيز به جهت پيروى از رأى، قياس و ظنّ انتقاد داشت.
سردمداران اين مكتب كه بيشترين تأثير را بر تاريخ فقاهت شيعه پس از خود نهادند، عبارت بودند از: شيخ مفيد (م٤١٣)، سيد مرتضى (م٤٣٦) و شيخ طوسى (م٤٦٠).
شيخ مفيد ـ شايد متأثر از ابن ابى عقيل و ابن جنيد ـ از قالب فقه منصوص خارج شد و كتاب «المقنعه» را تأليف كرد. (٢٦) از سوى ديگر رسالهاى به نام «النقض على ابن الجنيد في
«آشكار كردن آنچه را كه دشمنان، از روايات اهل بيت(ع) در موضوع اجتهاد پنهان كردهاند». ياد آورى اين نكته لازم است كه واژه اجتهاد يا اجتهاد به رأى در ميان شيعيان در سدههاى نخستين، متأثّر از زمرهاى از روايات، داراى معنايى مذموم بود كه حكايت از شيوهاى افراطى در عقل گرايى داشت. مراجعه شود به: دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج٦، ص٦٠٢، مقاله اجتهاد. (٢٥) الفوائد الرجاليه، ج٣، ص٢١٤.
(٢٦) با اندك مراجعهاى به كتاب مقنعه روشن مىگردد كه اين كتاب بر خلاف نظر برخى ـ همچون آية اللّه جعفر سبحانى در مقدمه كتاب المهذّب، ج١، ص٢٣ ـ از منابع فقه منصوص و يا به تعبير آية اللّه سيد حسين بروجردى، «اصول متلقاة» نيست و مؤلّف آن در صدد انطباق الفاظ آن با متون روايات نمىباشد.