فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٧ - تطبيق نظام حقوقى اسلام و حقوق وضعى معاصر(٢) عباس كعبى

فرق ديگرى نيز بين شريعت و دين وجود دارد و آن اينكه دين بدون هيچ قيد و شرطى، به فرد و اجتماع نسبت داده مى‌شود، اما شريعت در صورتى به فرد نسبت داده مى‌شود كه آن فرد، يا مؤسّسِ شريعت و يا برپا دارنده آن در جامعه باشد؛ مثلاً تعابيرى مانند دين مسلمين و دين يهود، شريعت مسلمين و شريعت يهود، دين خدا و شريعت خدا، دين محمّد و شريعت محمّد(ص) دين زيد و دين عمرو، تعابيرى درست است، اما صحيح نيست كه گفته شود شريعت زيد و عمرو، و شايد نكته‌اش در اين باشد كه لفظ شريعت، به مفهوم و معناى حدثى اشاره دارد؛ يعنى زمينه سازى راه و روش و وضع و تأسيس آن، و صحيح است كه گفته شود راه و طريقه‌اى كه خداوند آن را آماده ساخته و يا راه و طريقه‌اى كه براى نبىّ يا امام آماده شده است، اما اين تعبير درست نيست كه گفته شود راه و طريقه‌اى كه خداوند براى «زيد» آماده كرده است يا براى «زيد» آماده شده است؛ چرا كه زيد خصوصيتى ندارد و شريعت، به زيد اختصاص ندارد.

به هر حال با توجه به اين بيان، معناى شريعت، اخصّ از دين است و از آيه شريفه «شرع لكم من الدّين ما وصّى به نوحاً و الّذى اوحينا اليك و ما وصيّنا به ابراهيم و موسى و عيسى» (١)استفاده مى‌شود كه شريعت محمّد(ص) كه براى امتش تشريع شده، مجموعه وصايايى است كه خداوند سبحان به پيامبران خود، يعنى نوح، ابراهيم، موسى و عيسى(ع) و نيز آنچه به حضرت محمّد(ص) وحى كرده است و اين تعبير، ياكنايه از اين است كه اسلام، جامع تمامى مزاياى شرايع آسمانى پيشين است و اضافه بر آن، تعاليم و مزايا را نيز دارد و يا كنايه از اين است كه همه شريعتها از حقيقت و جوهر واحدى بر خوردارند؛ اگرچه با توجه به اختلاف امتها در استعداد، اين شرايع نيز اختلاف دارند؛ چنان كه آيه شريفه {ان اقيموا الدين و لاتتفرقوا فيه } (٢) بر اين مطلب اشعار يا دلالت دارد.

اما ملّت يعنى سنّت زنده و پويا كه بين مردم رايج است. هرگاه گفته شود ملّت اسلامى، يعنى راهى كه خداوند آن را براى مردم آماده كرده تا در آن راه و مسير حركت كنند


(١) شورى /١٣.
(٢) همان.