فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٠ - تطبيق نظام حقوقى اسلام و حقوق وضعى معاصر(٢) عباس كعبى

اساس الهى و ربّانى است و نيز حقوق و قانون، امرى وضعى و از ساخته‌هاى انسان نيست، اتفاق نظر دارند و اگر غير از اين باشد، حقوق، نفوذ عقلانى خود را از دست مى‌دهد و انسان ديگر در برابر آن پاسخ گو نخواهد بود.

پس از اين اشاره، تفصيل بيشتر آن را در بحث «مصدر قاعده شرعى و حقوقى» خواهيم آورد.

٢. از ناحيه كيفر و جزا

اين مطلب روشن است كه جزا در شريعت اسلامى دو صورت دارد: يكى «ثواب»؛ مانند پاداش قانونى و ديگر «عقاب»؛ مانند واكنش منفى در برابر مخالفت قانون. خداوند تعالى مى‌فرمايد: {ليجزى الّذين اساءؤا بما عملوا و يجزى الّذين احسنوا بالحسنى } (١)و نيز مى‌فرمايد: {و ان ليس للإنسان الاّ ما سعى و انّ سعيه سوف يرى، ثمّ يجزاه الجزآء الأوفى } (٢) و اين جزا يا مادّى است كه به جسم انسان برمى‌گردد؛ مانند قتل، رجم، شلاّق و بريدن، يا به مال او بر مى‌گردد؛ مانند ديه و يا جزاى معنوى است كه در خوف و رجاء يا دوستى و محبّت خدا ظاهر مى‌شود، همين جزاى معنوى، بزرگ ترين ضمانت اجرا براى اطاعت از قانون است.

نيز جزا در شريعت اسلامى گاه دنيوى است كه با قدرت حاكم، يعنى دولت در كشور اجرا مى‌گردد و گاه اخروى است كه در دنيا اعمال نمى‌گردد، اما جزا در قواعد حقوقى، هميشه و در هر جا دنيوى و مادّى است كه از سوى قدرت حاكم تعيين و تنفيذ مى‌گردد. شريعت اسلامى تمامى انواع جزاى مادى را نيز از قبيل: جنايى، مدنى، ادارى و يا سياسى، با شيوه واصطلاحات خاص خودش بيان كرده است.

جزاى اخروى و دنيوى در شريعت اسلامى

اهل فن در مباحث حقوقى ممكن است در جزاى معنوى ترديد كنند و بگويند ما غير از آنچه از سوى قدرت حاكم ـ كه عهده دار احترام و اجراى قانون است ـ به عنوان جزا تعيين


(١) نجم/ ٣١.
(٢) نجم/ ٣٩-٤١. براى تفصيل بيشتر مفهوم جزا، ر.ك: تفسير الميزان، ج٣، ص٣٥٨-٣٦١.