فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥١ - «سجده بر خاك» در پرتو كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى

كنيسه انجام شود، اسلام معتقد است كه همه زمين، مسجد مسلمانان است. آرى، اين تفسير، مخالف تفسيرى كه ما كرديم، نيست؛ زيرا اگر زمين به طور مطلق، مسجد نماز گزار باشد، لازمه‌اش اين است كه همه جاى آن براى عبادت صلاحيت داشته باشد.

بنابراين، تفسير فوق، به معناى التزامى تفسيرى است كه ما از حديث ذكر كرديم و نشان دهنده اين است كه چرا واژه «طهوراً» يعنى پاك كننده، پس از واژه «مسجداً» آمده و هر دو كلمه، مفعول فعل «جعلت» قرار گرفته است. نتيجه اينكه زمين، موصوف به دو وصف شده است: يكى مسجد و ديگرى طهور(يعنى پاك كننده). جصاص هم از حديث، چنين فهميده و گفته است: «همان زمينى را كه خداوند مسجد و محلّ سجده قرار داده، همان را طهور و پاك كننده هم قرار داده است.» (١)

ديگر شارحان حديث نيز همين سخن را گفته‌اند؛ بنابراين، اگر تربت و سنگ، پاك كننده است، همان هم بايد محل سجده نماز گزار قرار گيرد. پس انحصار طهور و مسجد به زمين در حديث فوق، دليل بر اين است كه جز زمين، بر چيز ديگرى نمى‌توان سجده كرد؛ مگر اينكه دليل ديگرى قائم شود كه مسجد و محلّ سجده، اعم از طهور و غير طهور است.

سرد كردن ريگها براى سجده بر آن

٢. از جابر بن عبداللّه‌ انصارى نقل شده است كه گفت: با پيامبر(ص) نماز ظهر مى‌خواندم. از شدّت گرما [و داغ شدن ريگها] مشتى از ريگ برمى‌داشتم و آن را كف دستم قرار مى‌دادم، سپس آن را به كف دست ديگرم مى‌ريختم تا سرد شود. آنگاه آنها را بر زمين قرار مى‌دادم تا بر آن سجده كنم. (٢)

بيهقى در ذيل اين حديث، توضيحى اضافه كرده است كه شيخ گفته است: اگر سجده بر لباس متّصل به نماز گزار جايز بود، سجده كردن بر آن آسان‌تر از سرد كردن ريگ با دست و قراردادن آن بر زمين براى سجده بود [و اينكه مسلمانان اين مشقّت را متحمّل


(١) احكام القرآن، ج٢، ص٣٨٩، چاپ بيروت.
(٢) مسند احمد، ج٣، ص٣٢٧ از حديث جابر؛ سنن بيهقى، ج١، ص٤٣٩، باب «ما روى في التعجيل بها في شدّة الحرّ».