فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٠ - «سجده بر خاك» در پرتو كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
سرد كرده، آنگاه بر آن سجده مىكردند تا جايى كه برخى اصحاب، نزد پيامبر(ص) از شدّت گرما شكايت كردند، اما او به اين گلايهها وقعى نمىنهاد؛ زيرا وظيفه نداشت از پيش خود، تكليف الهى را تغيير دهد تا اينكه به سجده بر حصير رخصت داده شد و گشايشى اگر چه در چارچوبى محدود، در امر مسلمانان پديد آمد. بنابراين، در آن زمان مسلمانان تنها سه مرحله را پشت سر گذاشتند، نه بيشتر:
١. مرحلهاى كه بر مسلمانان، سجده بر زمين و انواع مختلف آن؛ مثل خاك، شن، سنگريزه و گل خشك واجب بود و در غير اين موارد، هيچ رخصتى داده نشده بود.
٢. مرحلهاى كه براى تسهيل امر مسلمانان و رفع حرج و مشقّت، سجده بر روييدنيها؛ از قبيل حصير و بوريا، رخصت داده شد.
٣. مرحلهاى كه سجده بر لباس، در صورت ضرورت و اضطرار، مجاز شمرده شد.
مرحله نخست: سجده بر زمين
١. هر دو فرقه شيعه و سنّى، از پيامبر اكرم(ص) روايت كردهاند كه فرمود: «و زمين براى من محلّ سجده و پاك كننده قرار داده شده است». (١)
از حديث فوق متبادر مىشود كه هر بخشى از زمين، محلّ سجده و پاك كننده است كه مىتوان بر آن سجده و تيمّم كرد. بنابراين، زمين از دو حيث مورد نظر قرار مىگيرد: يكى براى سجده و ديگرى براى تيمّم.
اين حديث، به روشنى ثابت مىكند كه اصلِ در سجده، سجده بر زمين است؛ خواه خاك باشد يا سنگ و ريگ. زمين است كه بايد به عنوان محلّ سجده انتخاب شود و بدون دليل ديگرى نمىتوان از آن تعدّى كرد.
اما تفسير روايت فوق به اينكه: «عبادت خدا و سجده در مقابل او، منحصر به مكان خاصى نيست، بلكه به رغم اعتقاد غير مسلمانان به اينكه عبادت، تنها بايد در كليسا و
(١) صحيح بخارى، ج١، ص٩١؛ كتاب التيمم، حديث ٢؛ سنن البيهقى، ج٢، ص٤٣٣، باب «أينما ادركتك الصلاة فصلّ فهو مسجد». اين روايت را ديگر اصحاب سنن و صحاح نيز نقل كردهاند.