فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤ - بحثی در قسامه آیت الله محمد يزدى

تضييق، دائر مدار ظنّ قاضى مى‌دانند. به همين لحاظ، لوث را اين گونه تفسير كرده‌اند: اَمارات و قراينى كه موجب گمان بر صدق مدعى مى‌شود.

شيخ طوسى در مبسوط مى‌گويد: «هرگاه همراه با ادعاى مدعى، شواهدى باشد كه دلالت بر ادعايش كند و قلب، شهادت دهد بر صدق آنچه ادعا مى‌كند، لوث ناميده مى‌شود؛ مانند اينكه يك نفر شاهد، شهادت بر قتل دهد... اما منشأ پيدايش لوث، قضيه شخص انصارى است... پس هرگاه با مدعى، شواهدى كه موجب غلبه گمان بر صدق ادعاى او شود، مانند تهمت آشكار و غير آن باشد، در اين صورت، لوث است». (١)

محقّق در شرايع مى‌گويد: «لوث، قرينه‌اى است كه با آن، گمان بر صدق مدعى غلبه مى‌كند؛ مانند وجود شاهد؛ اگر چه يك نفر باشد». (٢)مانند همين تفسير در مختصر النافع (٣)نيز آمده است.

پس از محقّق، علاّمه در قواعد مى‌گويد: «مراد از لوث، اَماره‌اى است كه با آن، گمان بر صدق مدعى غلبه مى‌كند؛ مانند وجود يك شاهد و يا يافتن كسى كه همراه او سلاح خون آلود است نزد مقتول...». (٤)

پس از آنان، شهيد در لمعه مى‌گويد: «لوث، اَماره‌اى است كه با آن، گمان بر صدق مدعى حاصل مى‌شود؛ مانند حضور كسى كه در دستش سلاح خون‌آلود است، نزد كشته‌اى كه در خون غوطه ور است». (٥)

همچنين استاد ما امام خمينى(ره) مى‌گويد:«نزد حاكم، هر اَماره ظنّى، موجب لوث مى‌شود و هيچ فرقى بين اسباب مفيد ظنّ نخواهد بود؛ بنابراين، لوث به اخبار كودك مميّز كه مورد اعتماد است، حاصل مى‌شود...». (٦)


(١) مبسوط، ج٧، ص٢١٠ ـ ١٢١.
(٢) شرايع الاسلام، ج٤، ص٢٢٢.
(٣) مختصرالنافع، ص٢٩٠.
(٤) قواعد الأحكام، ج٢، ص٢٩٥.
(٥) اللمعة الدمشقية، ص٢٥٢.
(٦) تحرير الوسيله، ج٢، ص٥٢٧.