فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥ - بحثی در قسامه آیت الله محمد يزدى

«قَسَمَ يَقْسِمُ» و «اَقْسَمَ يُقْسِمُ» به معناى قسم (يمين) مى‌آيد كه جمع آن اَيمان است، اما قسامه گرفته شده از «اقسَّمَ يُقَسِّمُ» به معناى تقسيم كردن و تجزيه كردن است و از همين ريشه به معناى صورت يا قسمت مقابل صورت و يا قسمتى كه مو بر آن روييده است؛ چون صورت داراى اجزايى است.

پس از آن، به مناسبت، در معناى زيبايى و غير آن به كار رفته و «قُسامه» به معناى آنچه شخصِ تقسيم كننده براى خود كنار مى‌گذارد، آمده است.

قسامه در روايات و كلمات فقها

قسامه در روايات، حقّى است خاص براى اولياى دم؛ در صورتى كه مدّعىِ حقّشان شوند و متّهم به صورت نامشخص، در گروه يا قبيله‌اى باشد، كه روايات آن بعداً خواهد آمد. اما قسامه در كلمات فقها، اسم براى قسمها (١)و اسمى است كه به جاى مصدر به كار مى‌رود. گفته مى‌شود:«اقسم اقساماً و قسامة» چنان كه گفته مى‌شود «اكرم اكراماً و كرامة».

تحرير محل بحث:

مباحث مربوط به قسامه در محورهاى زير است:

١. مبدأ تشريع قسامه و حكمت آن.

٢. موضوع قسامه و مورد آن و اينكه قسامه در موردى است كه كشته‌اى در چاه قبيله‌اى پيدا شود و عليه آن قبيله ادعا شود كه آنان او را كشته‌اند، نه در مورد هر كشته‌اى كه به فردى گمان رود قاتل است.

٣. شرطيت وجود لوث و تهمت به احتمال عقلايى، به لحاظ وجود شواهدى مانند دشمنى بين دو قبيله. بنابراين، هر مخاصمه‌اى بين متهم و مقتول، نمى‌تواند از موارد قسامه باشد.


(١) همان.