فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٩ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
نمونه اوّل: امام(ع) در مقابل خدعههاى معاويه
حضرت در واكنش به نيرنگهاى معاويه مىتوانست سه گزينه را در پيش گيرد:
تاريخ پرفراز و نشيب حكومت على(ع) و نيز سخنانى از آن حضرت به وضوح نشان مىدهد كه وى خطاها و دو رويىهاى معاويه را همچون او پاسخ نگفته است و دامن حكومت خود را به نيرنگ حتى به عنوان مقابله به مثل در برابر نيرنگهاى معاويه نيالوده است.
پرسش اين است كه آيا مگر در مقابل مكر راهى به غير از پاسخ دادن به آن مىتوان جست؟ مگر مصلحتى آن سوى حفظ حكومت حضرت نيز مىتوان يافت كه امام (ع) را از دست زدن به مكر در برابر مكر بازداشته باشد؟ اين پرسش هنگامى جدىتر مىشود كه بدانيم تجربه نشان داده است كه گاه نيرنگ بازان سياسى با تغيير شرايط، حكومتهاى مبتنى بر صداقت را به پايان رساندهاند.
در پاسخ مىتوان اين حقيقت را يادآور شد كه قاعده كلّى و اصل اوّلى در قبال مكر، وا نهادن وفادارى است. در يك نبرد پاياپاى ميان نيرنگ بازان و صداقت پيشگان سلاح مكر را بايد با رفتارهاى هم جنس آن پاسخ گفت و خطر مكر و شيطنت را با همان سلاح از كار انداخت. امام على(ع) نيز به اين اصل اشاره كرده است:
نزد خداوند وفا كردن به اهل غدر، غدر، و نيرنگ در برابر اهل غدر وفا است.
امّا در حقيقت اين اصل مربوط به شرايط عادى و معمولى است. امام على با شرايطى بسيار حساس رو به رو بود كه ايجاب مىكرد كه براى مقابله با مكر به مكر روى نياورد و در
(٢) نهجالبلاغه، حكمت ٢٥٩.