فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٧ - آموزههاى فقهى جنگهاى جمل و صفين و نهروان محمدمهدى آصفى
كه نظر امام براى ساير مكلفان در اطاعت از احكام ثانويه الزام آور است، هر چند كه نظر ساير مكلفان با نظر امام در مورد تشخيص عنوان ثانوى و حكومت آن بر احكام اوليه فرق داشته باشد.
از اين مطلب كه استطرادا يادآورى شد اگر بگذريم، اين سؤال مطرح مىشود كه گذشت و عفو اميرالمؤمنين(ع) از اسرا و فراريان جمل، آيا حكم تشريعى است يا يك حكم ولايى؟ در صورت اوّل، براى همه لازم الاجرا است و هيچ امام و حاكمى نمىتواند خلاف آن را انجام دهد؛ چون از احكام الهى ثابت و غيرقابل تغيير است و چنانچه اين حكم ولايى باشد، در اختيار حاكم و امام است و هر امام و حاكمى به مقتضاى مصلحتى كه مىبيند، مىتواند به تعقيب يا عدم تعقيب و قتل يا عفو و انصراف از قتل حكم بدهد.
ظاهر بعضى از كلمات فقها و صريح بعضى، اين است كه حكم آزادى اسراى جنگ جمل و عدم تعقيب آنان حكمى تشريعى و ثابت است، و براساس صريح بعضى از روايات صحيح، اين حكم يك حكم شرعى ثابتى است و هيچ امام و حاكمى نمىتواند اين حكم را تغيير دهد؛ چون در خبر حفص بن غياث ـ كه پيش از اين آورديم و از نظر سند نيز بىاشكال بود ـ آمده است:
ليس لأهل العدل أن يتبعوا مدبرا و لا تقتلوا (يقتلوا: ظ) أسيرا و لايجهّزوا على جريح... . (٢٥)
اين عبارات صريح در حكم شرعى ثابت است.
چنان كه اين معنا را شايد بتوان از آيه نهم سوره حجرات استظهار كرد: { فَقَاتِلُواْ الَّتِي تَبْغِي حَتَّي تَفِيءَ إِلَىآ أَمْرِ اللّهِ فَاِنْ فَآءَتْ فَأَصْلِحُواْ بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ.}
اما كسانى كه سلاح خود را به زمين مىگذارند و تسليم مىشوند يا بيعت مىكنند اينها قطعا به حكم خدا برگشتهاند هر چند اجبارا و اكراها باشد و كسانى كه فرار مىكنند و پناهگاه و مركزى براى فرماندهى و سازمان دهى ندارند، اين جمع نيز به نحوى ديگر حالت بغى و تمرد ندارند و فرار آنها به معناى دست كشيدن از تمرد و سرپيچى و
(٢٥) وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٥٤ ـ ٥٥.