سليم شخص مورد اعتمادى است، اگر اشكالى باشد در واسطهاى است كه از او نقل مىكند و آن واسطه در اين جا نيست. سليم نقل مىكند كه اميرالمؤمنين(ع) پس از مقدارى صحبت فرمودند:«ثم أقبل بوجهه، و حوله ناس من أهل بيته و خاصته و شيعته» حضرت به اطراف نگاهى كرد و ديد عدهاى از اهل بيتش و افراد خاص و شيعيانى هستند كه مىتواند با آنان صحبت كند. «فقال: عملت الو لاة قبلي أعمالاً خالفوا فيها رسول اللّه(ص)»؛ قبل از من واليان كارهايى برخلاف سنت رسول خدا(ص) مىكردند. «متعمّدين لخلافه، ناقضين لعهده، مغيّرين لسنّته.» كارهاى آنها از اختيارات ولى امر نبود بلكه نقض عهد رسول اللّه(ص) و تغيير سنت بود. حضرت در ادامه، سرّ قضيه را بيان مىكند: «و لو حملتُ الناس على تركها و حوّلتها إلى مواضعها و إلى ما كانت في عهد رسول اللّه(ص) لتفرق عنّي جندي حتى أبقى وحدي»؛ اگر مردم را وادار به ترك آن كارها مىكردم و امور را به جاى اصلى خود كه پيامبر فرموده بود، برمىگرداندم خودم تنها مىماندم. «أو قليل من شيعتي الّذين عرفوا فضلي و فرض إمامتي من كتاب اللّه و سنّة رسول اللّه(ص).» يا اندكى از پيروانم كه برترى مرا مىدانستند و امامتم را براساس كتاب خدا و سنت پيامبر واجب مىشمردند با من مىماندند.
آن وقت حضرت شروع مىكنند به شمردن كارهاى نامربوط آنها كه اتفاقا چند موردى را هم كه شما فرموديد جزء همين موارد است. يك وقت آنها را شمردم ديدم بيش از سى مورد است.
مرحوم شيخ حر عاملى هم در بعضى جاهاى وسائل به مناسبت ابواب مختلف بخشهايى از اين روايت را آورده اما در كافى همه اين روايت يك جا آمده است. حضرت فرمودند: «أرأيتم لو أمرتُ بمقام إبراهيم(ع)
روضه كافى، ج ٨، خطبه اميرالمؤمنين(ع)، ص ٥٥ و ٥٦ و ٥٧.