فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
گردد. اين رفتار امام تا آن جا تأثير گذاشت كه معاويه نيز به رغم گرايش تقريبا كاملى كه در مخالفت با روشهاى امام على(ع) به خرج مىداد رفتارى نسبتا خنثى و به ظاهر بى طرفانه را در برابر قضاوت پيش گيرد. پس از معاويه نيز آن چه تداوم يافت غير افراطى ماندن امر قضاوت بود. اوج تداوم يابى اين فرايند را در جريان انتقال خلافت از عباسيان به بنى اميه مىبينيم، چه در دوران انتقال و چه پس از آن، امر قضاوت از بازىهاى سياسى به دور ماند و قضاوت اسلامى توانست جلوهاى، هر چند كمرنگ، از استقلال قضايى را به نمايش بگذارد. اين مسأله تا آن جا قوّت مىگيرد كه به رغم وجود فضايى كنترل شده پيرامون امامان شيعه، قضات با راحتى با امامان ارتباط بر قرار مىكنند و امامان نيز با وجود بى رغبتى كه براى شركت در فرايندهاى حكومتى به خرج مىدادند از ارايه مشاورههاى دلسوزانه و پر دامنه به قاضيان طفره نمىرفتند.
بدين سان امام(ع) به نوعى خاص از آرمانگرايى و واقعگرايى مىانديشيد. مشى او از يك آرمانگرايى واقع گرايانه و يك واقعگرايى آرمان گرايانه حكايت مىكند. در رفتار امام(ع) اين دو در كنار يكديگر و بر پايه يك منطق خاصّ مشاهده مىشوند.