فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
ارزيابى كنند. آنها حكومت در صحنه را اسلام راستين مىدانستند و اين نكته را درنيافته بودند كه اسلام علايق غايتمدارانه به حكومت دارد و تعجيلى براى تشكيل حكومت اسلامى به معناى واقعى در جامعهاى كه ناآشنا با حكومت اسلامى است و رويگردانى از آن در اين جامعه موج مىزند، ندارد.
اكنون بايد ديد كه امام على(ع) در شرايط عدم باورهاى واقعى دينى در طيف وسيعى از مردم از يك طرف و وجود باورهاى ويژه به پيوند اسلام و حكومت وقت از طرف ديگر چه موضع و سياستى را در پيش گرفته است و اين موضوع و رفتار امام(ع) به چه اولويتهايى نظر داشته است.
امام(ع) از ابزار زور و اسلحه براى اهداف مشروع خود در اين مرحله بهره نمىگيرد اگر امام على(ع) در شرايط ياد شده دست به شمشير مىبرد و نبردى را در برابر حاكمان وقت تدارك مىديد فرصتى دست مىداد تا آنان كه هواى بازگشت به جاهليت را درسر مىپروراندند و از نفوذ قابل توجّهى هم برخوردار بودند، دست به اين كار بزنند. به عبارت ديگر، حضرت على(ع) مىدانست كه اگر شمشيرها بيرون آيند قبل از آسيب ديدن حاكمان وقت، زخمهاى كهنه زنده خواهد شد و در نتيجه برخى از قبايل و يا گروهها دست به اعلام ختم اسلام خواهند زد. آن چه مىتوانست بر اين زخمها سرپوش نهد و آنها را تا زمان جرّاحى واقعى به دست امام على(ع) ـ كه در قالب جنگهايى هر روز دهان مىگشودند ـ به تعويق اندازد، حكومتى مقتدر، پرهيمنه و با ثبات بود؛ اگر چه از نظر امام(ع) حكومت بعد از پيامبر(ص) غير مقبول بود ولى اين حكومت با اقتدار سياسى خود توانست بحرانهاى جامعه را به تعويق اندازد. با اين حال اين اقتدار، بيشتر از آن كه ناشى از رفتار سياسى حاكمان وقت باشد محصول خويشتن دارى و درگذرى امامعلى(ع) از حقوق مشروع خود بود؛ حقوقى كه طرح و پافشارى بر آنها مىتوانست جامعه را با چالشى جدّى و منتهى به نبرد روبهرو سازد. امام(ع) خود اين موضوع را به صورت زير بازگو كرده است: