فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠١ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
ساخت. رواياتى كه حكومت امام على(ع) را حكومتى موفّق بر شمردهاند و آن را عامل ريشهكن كننده گمراهى و عامل عدل و ... معرفى كردهاند ناظر به همين مقوله است. (٣٤)
بدينسان امام على(ع) خلافتى را به دست گرفت كه پيشينيان او آن را با تكيه بر زور مدارى به ظاهر بى مشكل نشان مىدادند اما به واقع جامعه را از روح دينمدارى تهى ساخته و در معرض متلاشى شدن قرار داده بودند. امام(ع) با دست كشيدن از شيوه پيشينيان خود روند متلاشى شدن جامعه را متوقف كرد و به بازيابى فرصتهاى از دست رفته اقدام نمود هر چند كه اين سياست براى سطحى انديشان، منشأبحران در جامعه ارزيابى مىشد.
چهارم: تصلّب به خرج ندادن امام (ع) در پاىبندى به اصل ضرورت احقاق حق سياسى
هنگام فوت پيامبر(ص) شبهجزيره كاملاً مسلمان بود ولى در كنار اين موفقيّت بزرگ دو آسيبپذيرى عمده در جامعه وجود داشت:
نخست آن كه گروههايى، اسلام را در كوران فعاليتهاى پيامبر(ص) پذيرفته بودند امّا ايمان راستين در دلهاى آنها وجود نداشت. در واقع گروههايى از اين دست اسلام را نه به عنوان دينى حياتبخش كه وحدتى اساسى را بر پايه توحيد ميان قبايل برقرار ساخته كه بيشتر آن را در قالب ريشههاى كهنتر تاريخى و اختلافات و رقابتهاى قبيلگى ميان اعراب ترجمان مىكردند. به عبارت ديگر اين افراد اسلام را بخشى از پيروزىهاى قريش و يا بخشى از كاميابىهاى قبيلهاى از قريش ـ يعنى بنىهاشم ـ مىدانستند و در اين ميان كسانى هم بودند كه بر پايه همين نگاه و علايق افراطى خاصّ به فرصتى مىانديشيدند كه پاسخ مقتضى و احياناً دندانشكن را به اين كاميابىها بدهند.
آسيب دوم آن بود كه برداشتى كم عمق، و حاشيهاى باريك از فهم پيوند دين و سياست در جامعه جا خوش كرده بود. تأكيد پيامبر(ص) بر اقتدار حكومت اسلامى براى پيشبرد حاكميت دين در ميان اعراب جاهلى و اسلامآورى قبايل جاهليت سبب شده بود كه اين قبايل اسلام را در پيوندى بىچون و چرا با هر نظام سياسى حاكم بعد از پيامبر(ص)
(٣٤) المزار، شهيد اوّل، ص ١٠٧.