فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٠ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
نوبت آزاد مىساخت.
در خور توجه است كه رفتارهايى از اين دست در حكومت على(ع) بررسى بيشترى را مىطلبد.
ب) مىتوان اين ايده را ـ اگر چه نيازمند به بررسى بيشترى است ـ به عنوان پاسخ ارايه داد. ايده اين است كه امامعلى(ع) مىكوشيد تا برون ريزى بحرانهاى جامعه را خود و در زمان حكومت خويش كنترل كند تا در نتيجه، جامعه در دورههاى بعد در فوران بحرانها دچار سقوط نگردد. گاه يك پزشك مجبور است كه با تسريع شرايط بيمارى امكاناتى را ايجاد كند تا مراحل برونريزى بيمارى در چارچوبى كنترل شده و همراه با درمان صورت پذيرد. پزشكانِ حاذقِ دنياى سياست نيز مىدانند كه بحرانهاى درونى شده پس از سير طبيعى خود فوران خواهند كرد و آثار جبران ناپذيرى برجاى خواهند گذارد. به يقين متلاشى شدن بسيارى از جوامع را بايد محصول فرايند شكلگيرى بحران در درون آنها دانست. گاه بايد كوشيد تا با بارور سازى زودرس، بحران آن را در كانونهاى كنترل شده قرار داد و از تهديد موجوديّت جامعه توسط بحران جلوگيرى نمود. تبعيضها، كجروىها و نيرنگ بازىهاى پس از پيامبر(ص) دو الگوى متعارض از يك مفهوم را در جامعه مطرح ساخته بود. الگوى حكومتدارى صادقانه و دين محور پيامبر(ص) و الگوى حكومتدارى بر مبناى ابزار سازى اخلاق. بعد از آن حضرت اين تعارض، بحرانهاى خفتهاى را در درون جامعه شكل داده بود كه با سياستهاى سختگيرانه دهه دوم و سوم فوران آنها هر روز به عقب مىافتاد. قتل عثمان يكى از مظاهر اوضاع بحرانى آن روز بود. حضرت على(ع) زمانى كه خلافت را عهدهدار شد، سرنوشت حكومت اسلامى با تار مويى به حكومت پيامبر(ص) متصّل شده بود و تنها منبع مشروعيت بخشى نيز در معرض تهديد بود. اگر امام(ع) حكومت را به دست نمىگرفت، فوران، بحرانهاى درونى جامعه در موقعيّت و حكومت ديگر ـ هر چند با رنگ و شكلى ديگر ـ بروز مىيافت كه جامعه اسلامى را در هالهاى از بىثباتى و اضمحلال فرو مىبرد. امام با اهرم انديشهاى غنى و صداقت ورزى در سياست، بحرانها را كنترل و خطر آن را از جامعه و تاريخ دور