خويش كه بر خلاف احكام خلفاى پيشين بود و مخالفت با جماعت سنيان را در بر داشت، وادار كند تا در نتيجه از يارى كردن او دست كشند و از گرد او هنگام جنگ پراكنده شوند و تصوّر كنند كه اين رفتار حضرت آغاز بيزارى جستن او از خلفاى پيشين است. حضرت به منظور ايجاد الفت و رعايت مصلحت به قضات چنين توصيهاى فرمود ... و اگر امام(ع) مىتوانست به وضعيتى دست يابد كه تمام احكام را بدون در پى داشتن فساد بيان دارد، اين كار را مىكرد.
سؤال: مگر نه اين است كه به لحاظ اهميت استقرار بخشيدن به نظام مشروع و يا حفظ آن مىتوان به انجام امورى همچون نصب افراد غير مطلوب بر سر كار تن داد و از همين جا كسانى همچون شريح قاضى را به كارى كليدى همانند منصب قضاوت گمارد،پس چرا امام (ع) از تمديد مدّت زمامدارى معاويه بر شام و گماردن طلحه و زبير بر بصره و كوفه سرباز زد؟ آن چه به تمايز ميان دو رفتار انجاميد چيست؟
جواب: امام على (ع) در اين موارد نيز دقيقا در چارچوب «اهمّ و مهمّ» عمل كرده است. امام (ع) در زمينه گماردن افراد بر مسندهاى حكومتى تنها به مصلحتهايى كه حفظ حكومت اقتضا مىكرد نگاه نمىنمود بلكه پيش از آن، به هدايت كه نقش و كاركرد اصلى حكومت را در جامعه تشكيل مىدهد مىنگريست. وظيفه نخست و حياتى حكومت از ديدگاه امام على(ع) هدايت عمومى است از نظر حضرت، هدايت آنچنان از اهميّت برخوردار است كه حتّى اگر راه تداوم حكومت از بسط ضلالت بگذرد، اين هدايت عمومى است كه ترجيح بايد داده شود. انتصابهاى امام(ع) نيز بر پايه محور هدايت شكل مىگرفت. در واقع امام(ع) تا آن جا براى فرار از بحران دست به انتصاب افراد نامطلوب مىزد كه جريان هدايت دچار چالش نگردد ولى هنگامى كه يك انتصاب با اصل هدايت در تعارض قرار مىگرفت امام(ع) از آن پرهيز مىنمود اگر چه گاه در پس اين پرهيز، بحرانى بلند سر برمىآورد. حضرت در واقع با دو دسته از
الفصول المختاره، ص ٢٢١.