فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٨ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
دليل دوم: اجتناب از نيرنگ در عرصه سياست
بهرهگيرى از خدعه و نيرنگ در سياست هراسانگيز و زيانآور است، از آن جهت كه دامنه آن گاه به عرصه مناسبات اجتماعى جامعه سرايت مىكند. اگر نيرنگ پاى در حريم زندگى سياسى نهد و از آن جا به مناسبات اجتماعى نفوذ يابد، بنيان جامعه و اساس دين در آن جامعه به مخاطره مىافتد. از اين روى على(ع) به شدّت به نفى و تقبيح نيرنگ مى پرداخت و از بسيارى از فرصتهاى در دسترس ـ اگر چه بنابر مقتضاى مبارزات سياسى مىتوانست آنها را به نفع خود خاتمه دهد ـ چشم مىپوشيد. در واقع امام(ع) از حداقلها چشم مىپوشيد تا جامعه به حداكثرهاى مدّنظر خود ـ كه فروغلطيدن هر چه بيشتر در نيرنگورزى بود ـ آلوده نگردد. امام على(ع) مىدانست كه بذرهاى نيرنگ در محيط داخلى جامعه اگر اندك فضايى براى رشد يابند از هر جاى سر بر خواهند آورد و ديگر وفا، صدق، پيمان و دين خواهى پا برجا نخواهد ماند، به ويژه كه جامعه آن روز به دليل سلسله حوادثى كه قبل از امام(ع) رخ داد، دچار وضعيت مكرزدگى گشته بود. امام(ع) خطاب به جامعه آن روز كوفى فرمود:
همواره منتظر نتايج و بازتابهاى نيرنگ براى شما هستم.
امام على(ع) و خدعه در برابر خدعه
آيا امام على(ع) تنها از مكر به عنوان يك كنش و روش سياسى اجتناب مىكرد يا از آن حتّى به عنوان واكنش در قبال خدعهها نيز سرباز مىزد؟ به تعبير ديگر امام(ع) در قبال مكرهاى سياسى چه موضعى داشت؟ در پاسخ مىتوان گفت: امام (ع) در قبال نيرنگها، رفتارى ماهرانه را از خود نشان داده كه در عين حال از خدعه نيز عارى بوده است. دو نمونه گويا وجود دارد:
(١) نهج البلاغه، خطبه ٤.