فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٢ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
محصول وضع ذهنى انسان ها است. تعداد وجدان ها برابر با تعداد انسان ها است. از اين جهت نمىتوان شاكله و چارچوب هاى مشتركى را پى گرفت كه به انسجام و نظم دهى به وجدان، بيانجامد!
پاسخ آن است كه اگر چه وجدان در حريم شخصى ذهنى افراد تعريف مىيابد،ولى يافته هاى درون ذهنى انسان در دو گونه اساسى، جاى مىگيرند:
اوّل:يافته هاى ِ درون ذهنى غير فراگير (شخصى) كه به تعداد آدميان تكثّر دارند.
دوّم:وجدانيات فراگير كه گر چه درحوزه شخصىِ ذهنِ انسان پروريدهاند،امّا هر انسان درمراجعه به ذهن خود بى درنگ در مىيابد كه ديگر انسان ها نيز به اين قضايا، اذعان و اعتراف دارند.
امور وجدانى درعرصه فقه از سنخ دوّم است كه فراگير مىباشد ؛يعنى هر آشناى به فقه، ناچار به اين سنخ از وجدانيات ـ به تناسب آشنايى خود ـ دست مىيابد
بدين سان مجموعه وجدانيات فقهى، در واقع داراى چارچوبه هايى قابل تحصيل و نظام مند است؛ چرا كه اوّلا، ريشه درنهاد بشرى دارد و ثانياً، درمصاف مشترك فقيهان با فقه كه مجموعه اى منظم و داراى حدّ و فصل مشخصى است، به وجود آمده است.
تلاش براى دست يابى به قواعد اين دسته از انديشه ها، راهى است ناپيموده، ولى پيمودنى و قابل تحصيل، درانديشه فقهى است.
آيا ضابطه مند كردن وجدانيات فقهى لازم يا مفيد است؟
ممكن است بپنداريم وجدانيات فقهى ـ برفرض كه انسجام و انتظام پذير باشند ـ كارا مدى شان در دست نزدن به آنها وقاعده مند نكردن شان است؛چه آن كه بهره گيرى استنباط از وجدان در گروه همزيستى طبيعى و دمسازى ذاتى آن با وجدان است و نبايد رابطه هاى دست ساخته و تصنّعى را به جاى اين همزيستى و دمسازى طبيعى نهاد! نبايد وجدان را اسير دست كارى ها و دسته بندى هاى متأثر از بحث ها كنيم تا بتواند هنر و نقش خويش را در هاله اى از خاموشى، بروز و ظهور دهد. اين نقش در هياهوى بحث ها گم و ناپيدا مىشود و از حالت