فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٣ - قاعده على اليد محمد رحمانى
به نظر مى رسد اين اشكال وارد نيست زير آنچه تحت يد واقع مى شود از سه جهت مطلوب است:
الف)جهت خصوصيت شخصى كه قائم به عين مال است و با تلف شدن نيز منتفى مى شود.
ب)جهت نوعى كه قائم به شخص نيست و اين خصوصيت نوعى سبب مى شود كه پس ازتلف شدن، ضمان به مثل تعلق گيرد و پرداخت مثل مطلوب خواهد بود.
ج)جهت ماليت كه با تلف شدن خصوصيت شخصى و ممكن نبودن مثل مطلوب عبارت است ازقدرت خريد و ماليت و براين اساس ضمان به قيمت تعلق مى گيرد و درموردمنافع مستوفات هرچند عين و يا مثل آنها قابل استرداد نيست ليكن مرحلهسوم يعنى ماليت و قيمت آنها قابل پرداخت است.
بنابراين شمول على اليد برمنافع ازاين جهت بى اشكال است.
يكى از شاگردان ايشان در پاسخ ازاين اشكال مى نويسد:
ممكن است گفته شود: ذيل حديث(كلمه يودى) قرينه براختصاص به موصول به اعيان نيست زيرا پرداخت ضمان همان گونه كه بارد ماخوذ ممكن است با رد بدل نيزممكن است. به عبارت ديگر ناچاريم اطلاق ذيل را با ذكر عدل يعنى بدل مقيد كنيم.
بنابراين منافع همانند اعيان قابل ردند به رد بدل آنها. (١٨)درآنچه ملاحظه شد روشن مى شود دلالت قاعده على اليد برضمان منافع مستوفات تمام وهيچ گونه اشكالى به آن وارد نيست.
٢. منافع غير مستوفات
فقها در دلالت قاعده على اليد برضمان منافع غير مستوفات اختلاف بيشترى كرده اند. شيخ انصارى در مبحث مقبوض به عقد فاسد پس از نقد وبررسى ادله ضمان
(١٨) آيه اللّه تبريزى، ارشاد الطالب،ج١، ص١٤٧.