فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٦
موءلّف بعد از بيان ادلّه قول اماميه برعدم جواز مسح خفّين، كه مهم ترين آنها استدلال به ظاهر آيه {يا أَيُّهَا الذّيِنَ آمَنُواْ إذَا قُمْتُمْ إلَى الصَّلاةِ، فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ... } است، به جواب مناقشات و نقضهاى احتمالى كه براين دليل وارد است،مى پردازد.
درپايان نيز دليل اجماع را مطرح مىكند و يادآور مىشود :
وهي عندنا الفرقة المحقة التي في جملتها الامام المعصوم وقولها حجة لايجوز العدول عنها.
٦. مسألة في إرث الاولاد
نظريه اصحاب براين بوده كه اولاد دختران و پسران سهم پدران خود را ارث مىبرند. موءلّف درمقام نقض و مناقشه اين قول، هفت مورد نقض برآن وارد مىنمايد و نتيجه مىگيرد كه اولاد اولاد[نوه ها [ولو اولاد دختران ـ مثل خود اولاد بوده و آيه {يُوصيكُمُ اللّهُ في أَوْلادِكُمْ... } شامل آنها نيز مىشود. موءلف براى اثبات اين مطلب كه بر فرزندان دختران مىتوان اطلاق «ولد» كرد، به موارد متعددى ازعُرف ولغت استشهاد مىنمايد و آن را از آيه {يُوصيكُمُ اللُّه... } استظهار مىكند.
براساس اين ديدگاه جز موارد مشابه درباب ارث ـ مىتوان به احكام خمس و انساب اشاره كرد كه قول ايشان دراين صورت مستلزم نظرياتى برخلاف مشهور خواهد شد.
٧. مسألة في استلام الحجر
موءلّف درصدد پاسخ به اين شبهه برآمده كه مىگويد: دراستلام حجر مخاطب دعاى «أمانتي أدّيتها...» كيست و مستمع چه كسى است؟ ايشان ابتدا لفظ «استلام» را توضيح داده، آن گاه غرض از استلام حجر و مشروعيت و استحباب آن را با تمسّك به اخبار و اقوال بيان نموده است. آن گاه دعاى فوق را شرح كرده و سوءال مستشكل را پاسخ گفته است.
اين رساله مختصر حدود سه صفحه است.