فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠١ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
إنه لم يكن في تلك الاعصار للّدم نفع غير الاكل فالتحريم منصرف إليه؛ (٥٥)
درآن زمان ها، خون، منفعتى جز آن كه خورده مىشده، نداشته است. پس تحريم، به آن انصراف دارد.(ومصداق هاى جديد منفعت را در برنمىگيرد.)
اقسام انصراف عارضى
اين انصراف به سه شاخه تقسيم مىگردد:
ـ انصراف ناشى از ريشه دارى حكم در ارتكاز عقلايى؛
ـ انصراف ناشى از تعميم ناپذيرى موضوع نسبت به مصداقى كه موضوع يك حكم ارتكازى مخالف قرار گرفته است؛
ـ انصراف ناشى از مناسبات حكم و موضوع.
سرّ عارضى بودن انصراف در اقسام فوق، آن است كه انصراف دريك وضعيّت خاصّ انجام مىگيرد؛ يعنى عنوان، تا قبل از اخذ شدن درموضوع حكم، انصرافى ندارد، بلكه بعد از موضوع شدن، انصراف پيدا مىكند؛ با اين تفاوت كه در قسم اوّل، ترازسازى موضوع حكمِ منصوص با موضوع حكم عقلايى ـ كه به منزله ريشه حكم منصوص تلقى مىشود ـ انصراف را پديد مىآورد (٥٦)و در قسم دوم، تعميم ناپذيرى موضوعِ حكمِ منصوص نسبت به مصداقى كه موضوع يك حكم ارتكازىِ مخالف قرار گرفته، به پيدايش انصراف مىانجامد و در قسم سوّم، عامل پيدايش انصراف، مناسبات حكم و موضوع است. توضيح بيشتر را به ادامه بحث وامى گذ اريم:
١.انصراف ناشى از ريشه دارى حكم در ارتكاز عقلايى
گاه براى يك عنوان، حكمى از شرع مىرسد كه از نظر ارتكاز عقلايى براى آن ثابت مىنمايد. دراين صورت اگر درحدودِ موضوعِ حكمِ ارتكازى يكى ازمصداق
(٥٥) مكاسب محرّمه،ج٢،ص٣٨.
(٥٦) توضيح اين نكته و نكته هاى بعدى ـ كه نسبت به قسم دوّم و سوم ذكر مىشود ـ بعداً خواهد آمد.