فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٨ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
* بيان شهيد صدر:
لايوءثّر على إطلاق اللفظ شيئاً لانّه أُنس ذهني بالحصة مباشرة؛ (٤٥)
انصراف ناشى از غلبه وجود، هيچ تأثيرى بر اطلاق لفظ باقى نمىگذارد؛ زيرا چنين انصرافى مأنوس شدن مستقيم ذهن به افراد است.
شهيد صدر از آن روى چنين انصرافى را انسى مستقيم به افراد مىخواند كه با وساطت مناسبت و ارتباط لفظ به افراد، پديد نمىآيد و پيدا است انصراف هنگامى به منزله قيد براى دلالت لفظ تلقّى مىشود كه از دل ارتباط لفظ به افراد، تراويده باشد.
در تقريرات شهيد صدر نيز آمده است:
هذا النّحو من الا نصراف، انصراف بدوي لاأثرله ولايهدم الاطلاق لان فهم ذلك المعنى الخاص ليس مسبباً عن اللفظ و مستنداً إليه لكي يكون مشمولا لدليل حجيّة الظهور و إنما هو بسبب غلبة خارجيّة ولا دليل على حجيّته؛ (٤٦)
اين قسم از انصراف، انصرافى بدوى است كه تأثير گذار نيست و اطلاق را از بين نمىبرد؛ زيرا فهم آن معناى خاص ـ كه انصراف خوانده مىشود ـ از لفظ برنمى خيزد و مستند به آن نيست؛ تا مشمول دليل حجّيت ظهور قرار گيرد (ومعتبر شود) بلكه به سبب چيرگى وجودى درخارج، پديدار گشته است كه دليلى برحجيت آن نيست.
نقد و بررسى:آيا استدلال هاى مذكور با هم اختلاف دارند يا يك مضمون را مىرسانند و يا آن كه هركدام بخشى از واقعيت را آشكار، و روى هم قطعات يك استدلال كامل و درست را تكميل مىنمايند؟ فرض سوّم به نظر صحيح مىآيد. هريك از بيان هاى ياد شده به تنهايى متضمّن قسمتى از دليل است. استدلالى كه در زير مىآيد، در برگيرنده تمام بيان هاى گذشته است و جايگاه هريك را به خوبى آشكار مىكند. اين استدلال از مقدماتى چند ترتيب مىيابد:
(٤٥) حلقات،حلقه٢،ص١٢٥.
(٤٦) هاشمى، بحوث في علم الاصول،ج٣،ص٤٣٠.