فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٧ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
وضعيّت خاصى دارد و آشنايى تفصيلى به هركدام، قدرت استفاده از منابع فقهى را افزايش مىدهد.
٣/٢. بررسى اعتبار
اين انصراف، نه از نوع انصراف ناشى از چيرگى وجود است و نه از نوع انصراف ناشى از فزونى استعمال، اگر چه به هريك از اين دو از يك نظر شباهتى دارد؛ از آن نظر كه منصرفء عنه دراين انصراف به طور كلّى از مدار ارتباط لفظ و مصداق بيرون نرفته است؛ چه آن كه فرض آن است در دراز مدت(درمقابل كوتاه مدت كه شرايط ويژه حاكم شده است) تحت پوشش ارتباط ياد شده، قرار مىگيرد. همانند منصرفء عنه در انصراف ناشى از چيرگى وجود است كه درآن نيز مصداق ـ كه «منصرفء عنه» خوانده مىشودـ هرچند به لحاظ ندرت، گويا از تحت پوشش ارتباط لفظ و مصداق خارج شده است؛ امّا در واقع خارج نشده است و از آن جهت كه منصرفء عنه دراين انصراف در يك مقطع خاصّ زمانى از تحت پوشش ارتباط لفظ و مصداق خارج مىگردد، مانند فرد منصرفء عنه در انصراف ناشى از فزونى، استعمال مىشود.
چنين انصرافى اعتبار دارد؛ زيرا فقيه نصّ را با توجّه به شرايط ويژه در نظر مىگيرد و كارى به وضعيت لفظ در دراز مدت ندارد. البته بايد تحقق شرايط ويژه درزمان صدور احراز شود و احراز آن جز با تكيه برقراين، امكان پذير نيست.
با تأكيد براين كه مثل، مناقشه برنمى دارد، مىتوان براى اين قسم به لفظ «جايزه» ـ كه در روايات آمده ـ مثال زد. «جايزه» درآن زمان، انصراف به جوايز سلطان داشته است؛ همان طور كه برخى از فقيهان اين انصراف را پذيرفته اند. يا مانند لفظ «غنا» ـ براساس ديدگاه برخى از فقيهان ـ كه به مجالس لهو و لعب بنى عباس انصراف داشته است.