فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٣ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
پررمز و راز و بى پيرايه و خالص بودن دور مىافتد و راه تنفّس برآن، بسته مىگردد.
در پاسخ به اين پندار مىتوان به چند دليل تمسك جست:
اوّل:بسيارى از قواعد فعلى اصول كه امروزه با نام و محدود ه اى مشخّص در سرفصل هاى اصول جاى گرفته اند، برگرفته از وجدان هستند.درواقع قبل از تلاش علمى براى رديابى و نام گذارى آنها، از طريق وجدان تأثير گذار بوده اند؛ مثلاً پاره اى از قواعد و ضوابط كنونى عموم و خصوص، روزگارى اگر اعمال مىشد،از گذر وجدان فقهى، انجام مىپذيرفت. آن گونه كه يكى از فقيهان در يك مورد اذعان به اين قواعد را با رجوع به وجدان انجام داده است. (١)
دوم:وجدانيات فقهى پس از نظم بخشى و انضباط پذيرى به مثابه ابزارى هميشه در دسترس، به فرايند آگاهانه اجتهاد مىپيوندند و در خدمت توسعه و تعميق انديشه فقهى قرارمى گيرند. اگر چه ممكن است علمى كردن و منضبط نمودن وجدان در قالب چارچوبه هاى مشخّص، بخشى از اثر گذارى بى پيرايه وجدان را دچار اختلال كند و گاه به انتقال سريع و كارساز وجدان،آسيب وارد نمايد، امّا ضايعات و دشوارى هاى فرار از انضباط بخشى به وجدان، به يقين بسيار بيشتر از اثر گذارى هاى كارساز و بى پيرايه آن است؛ ضمن آن كه اختلال پيدا كردن كار انضباط بخشى به وجدان، ناشى از درست نبودن و برطريق صواب قرار نداشتن بحث است و هيچ گاه از اصل بحث در باره آن نشأت نمىگيرد.
اگر بتوان نظمى سالم درمورد وجدانيات در انداخت، مىتوان فوايد زير را به بار نشاند:
الف)پردامنه كـردن نقـش وجدانيـات فقهى و توسعه بهره گيرى از آن در همه موارد و مسائل؛ نه صرفاً درمواردى محدود.
ب)فراگير كردن استفاده از وجدانيات براى همه؛ نه صرفاً براى برخى كه استعداد اين كار را داشته يا دارند.
ج)استفاده از وجدانيات درعرصه نزاع هاى علمى براى اقناع ديگران. شايد بتوان سّر بروز اختلاف ميان فقيهان رادر پاره اى از موارد و مصاديق وجدان، فقدان ضوابط و قواعد
(١) نورى، فضل اللّه،رساله قاعده ضمان،ص٤٢، چ جامعه مدرسين.