فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٩
احياناً روايتى به عنوان شاهد يا بيان فضيلت يك عمل مىآوردند،دراين كتاب هيچ گونه تعرّضى به اين جهات صورت نگرفته است؛ مگر آن كه ايجاز گويى بيش از حدّ در تفهيم مطالب خللى وارد نمايد.
٥. گاه نويسنده بعد از بيان رأى خويش قول ديگرى را درمسأله با عنوان «وروي» يا الفاظ ديگر آورده است؛ البته دربرخى مسائل و احكام (٧٢)مثلاً درباب مبطلات روزه دوقول را ازاصحاب اماميه مىآورد و دومى را «أشبه» مىشمارد. (٧٣)
٦.به كارگيرى عبارات و كلماتِ گويا وروان برحسب وضع عرفى آن روزگار، به جاى آوردن اصطلاحات پيچيده وتخصّصى فقهى. (٧٤)
٧. يكى از موارد بسيار نادرى كه دليل حكمى شرعى را نيز ذكر مىكند، آن است كه درخصوص خطبه نمازجمعه مىفرمايد:
والخطبتان لابدّ منهما،لانّ الرواية وردت بأنّ الخطبتين تقوم مقام الركعتين الموضوعتين. (٧٥)
متن وعبارات اين كتاب به جهت سادگى و اختصارونيز تبعيت از مصطلحات روش نوشتارى اصحاب،هنوز هم زنده و همسنگ رساله هاى فتوايى متداول زمان ماست.
(٧٢) ر.ك:رسائل المرتضى،ج٣،جمل العلم و العمل،ص٢٥و٢٦و٢٩و٣٢و٤٠و٥٧و٦٣.
(٧٣) همان،ج٣،ص٤٥.
(٧٤) مانند صفحه ٣١ فصل كيفية أفعال الصلاة وإذا كبّر أرسل يديه، ولايضع واحدة على الاخرى.
(٧٥) همان،ص٤١،شايد مقصود از «لان الرواية...» استدلال به «شريكه»تعليل و بيان حكمت باشد بر طبق روايت، وإلا مبناى سيّد، عدم تمسّك به اخبار آحاد است و تنها اجماع را دليل قاطع برمى شمارد(چنانچه درمباحث مربوط به كتاب الانتصار ذكرگرديد.) اين احتمال هم وجود دارد كه سيّد هنوز به تثبيت مبنايى نپرداخته و اين با نظر در عبارات او درخصوص قنوت نماز جمعه، قوت پيدا مىكند. آن جا كه مىفرمايد:«واختلفت الرواية في قنوت الامام،وروي أنه يقنت قبل الركوع و كذلك الذين خلفه؛ وروي أن على الامام إذا صلاها جمعة مقصورة قنت قنوتين في الاولى قبل الركوع و في الثانية بعد الركوع».(ص٤٢).