فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٧ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
مرحله دوم:پيدايش واژه هايى چند
اين دوره تا قرن يازدهم ادامه يافت.
سرفصل هاى وضعيت توجّه و نگاه به انصراف در اين دوره را مىتوان چنين فهرست كرد:
ـ به كار بردن واژه ها و تعبير هايى از قبيل«انصراف به معتاد» (١٠)، «انصراف به غالب» (١١)،«انصراف به معهود» (١٢)،«انصراف به معهود در عرف شرعى» (١٣)و «انصراف به متعارف» (١٤).
ـ اضطراب اقوال درمورد اعتبار يا عدم اعتبار«انصراف به معتاد».
در باره اين اضطراب،سخن بسيار است كه طرح آن، بحث را به درازا مىكشاند. تنها
به ذكر اين نكته بسنده مىكنيم كه گاه يك شخص درجايى اين انصراف را معتبر و درجاى ديگر غير معتبر شمرده است؛ مانند علامه كه در موردى در ردّ انصراف به معتاد مىگويد:«لفظ، غير معتاد را هم در برمى گيرد.» سپس چنين استدلال مىكند:
لانّ العادة لوكانت قاضية على الشرع، لزم استناد التحليل و التحريم الشرعيين إلى اختيار المكلفين و التالي باطل، فالمقدم مثله؛ (١٥)
زيرا عادت، اگر بر شرع حكم براند، لازمه آن، تكيه حلال و حرام شرع به اختيار مكلّفان است. تالى چون باطل است، مقدم نيز همانند آن باطل مىباشد.
علامه درموارد ديگر، انصراف به معتاد را مىپذيرد. (١٦)
(١٠) علامه حلّى، مختلف،ج٣،ص٣٨٨؛ منتهى المطلب،ج١،ص١٨٦.
(١١) علامه حلّى، قواعد الاحكام،ج٢،ص٨٠.
(١٢) محقق حلّى، معتبر،ج٢،ص١١٧؛ الرسائل التسع،ص١١٣؛ مختلف،ج١،ص٢٦٥.
(١٣) علامه، تذكرة،ج٨،ص٢٩٨.
(١٤) مختلف،ج٥،ص١٥.
(١٥) همان،ج٣،ص٣٨٨.
(١٦) منتهى المطلب،ج١،ص١٨٦.