فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٥ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
نبايد تلاشى را كه شهيد صدر در مورد انصراف سامان داده است، ناديده گرفت. وى به دو قسم انصراف معروف (ناشى از غلبه و ناشى از كثرت استعمال) قسم سومى را كه ريشه در ارتكاز دارد، افزوده است. امّا درواقع انصراف به بحث بيشتر، نگاه دقيق تر و تقسيم سازى حساب شده ترى، نيازمند است. ضرورت شناخت همه اقسام آن، امروزه نيازهاى بيشترى را براى مطالعه و بررسى بروز مىدهد.
بحث زير را كه بانگاه ها و تقسيم بندى هاى جديد همراه است، دراين راستا سامان مىدهيم.
نگاهى به پيدايش و تاريخ تطوّر انصراف
انصراف، مراحل زير را به خود ديده است:
مرحله اوّل: پيدايش انصراف
ظهور و نمود برخى از مصداق هاى يك لفظ درفضاى عادت هاى جامعه، جرقّه نخستين توجّه به انصراف را روشن، و انصراف لفظ به مصداق هايى از اين دست را آشكار كرد. در كتاب هاى اين مرحله، درحدّ قابل توجّه واژه «انصراف» دركنار لفظ«عادت» به كار رفته است (٢)كه اين خود گواهى براين مدعا است كه تفطّن نخستين، به انصرافى پديد آمد كه از آن به «انصراف به عادت» و يا « انصراف به معتاد» طبق تعبيرى كه بعداً رواج يافت، ياد مىشود. البته درعمل،شيخ طوسى و فقيهانى ديگر به صورت ارتكازى ـ نه تفصيلى و علمى ـ درگستره اى فراخ به موارد انصراف، تفطّن و توجّه داشته است كه خواهد آمد.
اين مرحله، دوره فقيهانى را كه تا قبل از محقّق حلّى مىزيسته اند، در بر مىگيرد.
مشخّصه هاى اين مرحله را مىتوان به صورت زير فهرست كرد:
(٢) سيد مرتضى،الذريعة،ج١،ص٣٠٦؛ ناصريات،ص١٨٣؛ شيخ طوسى،العدّه،ج١، ص٣٦٠؛ المبسوط،ج٣،ص٢٩١ وج٤،ص٢٠.