فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٧ - شهرسازى و احداث خيابانها از سوى دولت آية اللّه شيخ حسين حلّى
مالكان خانهها معلوم نيست ، منتها آنان از دستيابى دو باره به خانههاى خود نااميدند و نااميدى نشانه دست كشيدن نيست .
دوّم : دست كشيدن هرگز سبب از ميان رفتن مالكيّت نيست ، هر چند مالك به روشنى بگويد « دست برداشتيم » يا « از ملك خود بيرون كردهام » ، چه رسد به جايى كه چنين تصريحى در ميان نباشد . از ميان رفتن مالكيّت راههايى دارد كه در شرع معيّن گرديده است ؛ چيزهايى چون فروختن ، بخشيدن و مانند آنها و در اين مسأله هيچ كدام را نداريم . دليلى هم بر اين مطلب نيست كه دست كشيدن سبب نابودى مالكيّت است .
راه دوّم : به گواهى شاهد حال ، رفت و آمد در چنين جاهايى از سوى مالكان اين خانهها مجاز است ؛ زيرا هنگامى كه مالك خانه مىبيند كه مردم ناگزيرند از ملك او بگذرند او نيز چنين تصرّفى را مباح مىكند . البتّه اين مطلب ناسازگارى ندارد با اين كه مالك خانه كينه كسى كه ملك او را غصب كرده و سبب ويرانه خانه او شده و خانه او را درگستره خيابان افكنده است ، در دل داشته باشد .
پاسخ آن است كه گواهى شاهد حال به اين اندازه سودى ندارد ؛ چه بسا در ميان مالكان ، خردسالى باشد و يا در زمينهاى گرفته شده وقفى يافت شود ، چگونه مىتوان خشنودى مالك را در اين جاها به دست آورد ؟ آيا مىتوان به شاهد حال در اينها نيز بسنده كرد ؟
راه سوم : گفته مىشود كه مىتوان اين زمينها را با چيزى مانند آجر ، سيمان ، قير و مانند آنها فرش كرد و آن گاه رفت و آمد در آنها اشكالى نخواهد داشت ؛ چرا كه پا را بر خود آن زمين نمىگذاريم و اين چيزى چون گذر از فضاست ، چنانكه هواپيماها نيز از روى خانهها رفت و آمد مىكنند و يا سنگى پرتاب مىشود و در مسير خود از