توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
جامعیت آن است و این را انسان به خوبی درک میکند و بهترین دلیل بر
اینکه قرآن وحی الهی است همین است . آدم میبیند که هر دانشمند ، هر
مقدار نبوغ داشته باشد ، وقتی که در یک مسیر میافتد آنچنان غرق در آن
مسیر میشود که دیگر اصلا غیر آن را نمیبیند . خوب ما دیگر سراغ داریم ،
مثلا من برای صدرالمتألهین فوقالعا ده عظمت قائل هستم ، اصلا من به
اندازهای که از کتابهای این مرد و از تدریس کتابهای او لذت میبرم از
هیچ چیزی آن قدر لذت نمیبرم . عالیترین آرزوی من همیشه اوست ولی در عین
حال حس میکنم که در محیط خودش غرق شده ، یعنی در آن که فن خودش هست
غرق شده است ، از آن دیگر نمیتواند بیرون بیاید . تفسیر قرآن هم که
مینویسد هیچ امکان ندارد که از آن پوست گردویی که در داخل آن پوست گردو
قرار گرفته بیرون بیاید . یک بشر این مقدار نبوغ داشته باشد ولی بالاخره
محدود است . باز شما میبینید یک کس دیگر مثلا شیفته علوم تجربی میشود .
مثلا فرض کنید طنطاوی . طنطاوی انصافا مرد دانشمندی است . از حق نباید
گذشت ، اگر این کتاب را به تفصیلی که نوشته است ، این مرد به تنهایی
نوشته باشد ننوشتهاند که جمع نوشته راستی مرد بسیار متبحری بوده ،
فوقالعاده متبحر بوده . ولی او در علوم امروز غرق شده است ، دیگر اصلا
نمیتواند از اینها بیرون بیاید . هر جملهای ، هر کلمهای را هر جا پیدا
میکند میخواهد حتما به اینجا تطبیق بدهد . اما این تنها قرآن است که
همان طوری که خود خدا در افعال تکوینی خودش " لا یشغله شأن عن شأن "
کتابش هم " لا یشغله شأن عن شأن " .
آن عرفان عالیای که قرآن ذکر میکند : " « هو الاول و الاخر و الظاهر و
الباطن »" [١] شما این تعبیر را هیچ جای دنیا [ حتی در ] همان
کتابهای . . . . که اینها دنبالش را گرفتند ، بودائیزم و این حرفها که
میگویند عالیترین اینجور حرفها در آنجا پیدا میشود ، به این علو پیدا
نمیکنید ، یا :
" « فاینما تولوا فثم وجهالله »" [٢]
" « لیس کمثله شیء »" [٣] .
[١] حدید / [٣] [٢] بقره / . ١١٥ [٣] شوری / . ١١