توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤
جنود شیطان همین هواهای نفسانی است . قرآن میگوید : " « انه یریکم هو
و قبیله »" [١] شیطان و قبیل او ( که تقریبا همان معنای قبیله او را
میدهد ) [ شما را میبینند ] ، و در بعضی جاها تعبیر ذریه ( فرزندان ) را
هم دارد ، البته فرزند هر چیزی به تناسب خودش است ( چیزهایی که مولود
او هستند ) ، و [ مضمون ] " اعوان " هم در قرآن هست . میفرماید :
" « قل اعوذ برب الناس ، ملک الناس ، اله الناس ، من شر الوسواس
الخناس ، الذی یوسوس فی صدور الناس ، من الجنة و الناس »" [٢] .
در آنجا بعضی از مردم هم جزء اعوان شیطان به حساب آمدهاند .
- ما در قرآن داریم که : " « و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو »"
[٣] . آنجا که خداوند میخواهد آدم را خلیفه در زمین قرار دهد ، ملائکه
به عنوان سؤال میگویند : تو کسی را در زمین خلیفه قرار میدهی که شر و
فساد و خونریزی میکند ؟ اینجا این غیب گویی و پیش بینی ملکهایی که این
سؤال را کردهاند چگونه است ؟ آنها از کجا میدانستند که انسان در آینده
میآید در زمین شر و فساد یا خونریزی میکند ؟
استاد : اینکه آنها از کجا میدانستند ، این را ما نمیدانیم و از حدود
اطلاعات ما خارج است ، ولی بحث ما راجع به خود غیب است و از این جهت
مسأله قابل بحث است . " « لا یعلمها الا هو »" ( غیب را جز خدا کسی
نمیداند ) ناظر به این مطلب است که تنها موجودی که همه چیز برای او
شهود است و هیچ چیزی برای او نهان نیست خداست ، یعنی برای خدا نهانی
وجود ندارد . برای غیر خدا نهان و آشکار وجود دارد ، غیب و شهادت هر دو
وجود دارد ، اما این غیب و شهادتها نسبی است ، یعنی یک چیزی برای من
و شما غیب است ، برای کسی دیگر غیب نیست . فرض کنید این اتاق الان
برای ما شهادت است ( اگر ما از این اتاق خبر بدهیم ، برای ما غیب
نیست ) اما کسی که دو حیاط آن طرفتر هست ، اگر الان بگوید در این اتاق
چه میگذرد ، او از غیب گفته است ، چون برای او غیب است و برای ما
نیست . نسبت به آینده نیز همینطور است ، برای ما الان آینده نهان است
. ما الان نمیدانیم وضعالواح سماویه
[١] اعراف / . ٢٧ [٢] ناس / . ٦١ [٣] انعام / . ٥٩