توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤
نخواندهاند ، میخواهد یک پرده جهالتی را از جلوی خودش رفع کند ، اینها
را امتحان میکند و آن وقت میفهمد هر کس در چه حدی است .
یک نتیجه دیگری که در آزمایشهای انسانها میگیرند ، این است که برای
آزمایش کننده چیزی مجهول نیست ولی برای خود آزمایش شدهها مجهول است .
باز مثل همان شاگردها ، ای بسا خود معلم الان میداند شاگرد اول کیست ،
شاگرد دوم کیست ، شاگرد سوم کیست و کی باید حتما رفوزه شود ، ولی اگر
همینطور بنشیند و بگوید این نمرهاشبیست است ، او پانزده ، او ده ، او
هشت ، همه اعتراض دارند غیر از آن که نمره بیست گرفته ، امتحان میکند
تا بر خود آنها حقیقت روشن شود .
[ آزمایش ] اولی درباره خداوند معنی ندارد . خداوند هیچ وقت بندگانش
را به سختیها و شداید و امتحانات گرفتار نمیکند برای اینکه خودش موضوعی
را به دست بیاورد ، برای خداوند همه چیز معلوم است . قرآن میگوید : "
« و ما تکون فی شأن و ما تتلوا منه من قرآن و لا تعملون من عمل الا کنا
علیکم شهودا »" [١] هیچ جنبشی ، هیچ حرکتی نمیکنید مگر اینکه ما شاهد
و ناظر هستیم . " « لا تأخذه سنة و لا نوم »" ، [٢] " « فانه یعلم
السر و اخفی »" [٣] . یا در آیات دیگر میفرماید : آنچه که در خاطر
افراد خطور میکند ، ما میدانیم . پس قرآن وقتی که " آزمایش " برای
خدا ذکر میکند ، نمیخواهد بگوید خدا آزمایش میکند برای اینکه خودش عالم
بشود . ولی دومی مانعی ندارد که خداوند آزمایشها را به وجود بیاورد برای
اینکه ماهیت افراد بر خودشان روشن شود .
فلسفه اصلی امتحان و آزمایش
ولی درباب امتحان یک جنبه سومی وجود دارد که آن فلسفه اصلی امتحان و آزمایش است و آن این است که افراد وقتی در معرض امتحان و آزمایش قرار میگیرند ، به کار میافتند و به اصطلاح فلاسفه آنچه که در قوه دارند به فعلیت میرسد ، یعنی اگر امتحان در کار نیاید ، استعدادها بالقوه باقی میماند ، یعنی بروز[١] یونس / . ٦١ [٢] بقره / ٢٥٥ : [ او را چرت و خواب فرا نگیرد ] . [٣] طه / ٧ : [ همانا او بر نهان و مخفیترین امور آگاه است ] .