توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠
آن طوری که اغلب ما این طور فکر میکنیم و میگوییم خوب ، انسان آفریده شود منهای شر و فسادش [ همینطور سخن میگفتند ] . نه ، میدانستند اگر انسان آفریده شود ، آن شر و فساد هم جزء آن هست و قضیه منها ندارد . آنها میدانستند که انسان توام با این شر و فساد است ، منتها ما بعد شر و فساد یعنی جنبههای خیر کثیر را دیگر نمیدیدند . خداوند آن جنبههای دیگر را به آنها اعلام کرد . وقتی که فرشتگان آن استعدادهای دیگری که در همین انسان هست و آن خیرات کثیری که بر وجود این انسان [ مترتب ] است دیدند ، اعتراض خودشان را پس گرفتند [ و قبول کردند ] که چنین موجودی آفریده شود . آیا این آیه تأیید نمیکند همان نظری را که عرض کردیم هر شیئی در مقام تقسیمبند ی از نظر نافع بودن و مضر بودن والا از لحاظ آن خیر و شری که گفتیم ، هر چیزی بر حسب وجود نفسی خودش خیر است از جنبه ارتباطش با سایر اشیاء ، یا خیرش میچربد بر شرش یا شرش میچربد بر خیرش ، یا خیر و شر آن مساوی است ، یا خیر محض است ، یا شر محض ؟ اگر موجودی باشد که خیرش بر شرش بچربد ، باید آفریده شود ، اگر آفریده نشود ، این شر است . آیا همین آیه به نظر شما این راز را بیان نمیکند که انسان یک موجودی است که خیر و شر در او آمیخته است ، تفکیک ناپذیر است ولی این انسان خیرش بر شرش غالب است ، به اعتبار آن خیرش باید آفریده شود ؟ این هم یک آیه که ما آن را مرتبط با این موضوع میدانستیم .
حیات و موت ، برای حسن عمل
ما بحث دیگری داشتیم راجع به فواید این چیزهایی که آنها را " بد " مینامیم و آن مرحله آخر بحث ما بود . عرض کردیم این چیزهایی که ما آنها را " بد " میدانیم و خیال میکنیم که اینها صد درصد بد هستند ، این طور نیست ، تازه همان بدها هم منشأ خوبیها هستند . غیر از آن جهت که هر چیز خوبی دارد ، بدی دارد و خوبیاش بر بدیاش میچربد ، مرحله دوم این است که خود این بدی باز منشأ خوبیهاست ، اگر این بدیهایی که اسمشان را بدی گذاشتهایم نباشد ، بسیاری از خوبیها در دنیا نخواهد بود . ببینیم آیا در این زمینه تصریحی ، اشارهای در قرآن کریم هست یا نیست ؟ در این زمینه هم هست . یکی همان آیهای است که به مناسبت بحث اول خواندم ، آیه دوم