توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦
متمول و پولدارم ، یکبار اصلا پول ندارم ولی یک بار اصلا مدیونم و علاوه بر اینکه پول ندارم ، بدهکار هم هستم ، این بدهکاری را نمیشود " پول نداشتن " گفت . مطلب دوم این است که در مورد خیرات و شرور در عالم همانطوری که فرمودید باید به طور کلی قضاوت کرد و این همان چیزی است که متدینین هم میگویند : لابد مصلحتی هست ، چون روی نتیجه نگاه میکنند که من حیثالمجموع کار عالم براساس خیر است . استاد : آن مطلب دومی که فرمودید ، تأیید سخن ما بود و درست هم هست ، ولی از مطلب اول هم به این سادگی نگذرید ، من نمیگویم شما صد درصد قبول کنید ، ولی تأمل کنید . اما آن مثالی که فرمودید : یک وقت من ثروت دارم ، یک وقت ثروت ندارم ، یک وقت مدیون هستم ، شما از نظر اجتماعی و اعتباری در نظر نگیرید ، از نظر واقعی و فلسفی در نظر بگیرید . الان که مدیون هستید ، خود مدیون بودن یک اعتبار است ، چیز دیگری نیست ، یک امر قراردادی است ، تعهدی به عهده شما هست که فلان مقدار بدهید . بعلاوه ، اگر آدم یک ثروتی در کنار داشته باشد ، تعهد هم داشته باشد [ اشکالی ندارد ] . آدم دلش میخواهد هزار تومان قرض داشته باشد ولی به شرط اینکه الان صد هزار تومان هم دارایی داشته باشد ، از این قرض استقبال میکند . منشأ بدی مدیون بودن ، فاقد بودن پولی است که آدم با آن بتواند دینش را ادا کند . آدم مدیون باشد ، هر چه هم مدیون باشد ، اگر پول فراوان در دستش باشد ، مدیون بودن عیبی ندارد . مدیون بودن چه بدی دارد ؟ کی میگوید دین با داشتن امکانات برای ادا بد است ؟ دین برای آدم آن وقت بد است که ندارد ، منتها وقتی که آدم ندارد و دین هم ندارد ، کم اذیتش میکند ، وقتی که ندارد و دین هم دارد ، بیشتر اذیتش میکند ، باز منشأش نیستی است . حالا شما بیشتر روی این تأمل کنید ، نقض کنید ، بهتر مسأله روشن میشود ولی بالاخره نمیشود از این قضیه گذشت که چیزهایی که بشر بد میداند ، یا خود آن ، نفس یک حالت نیستی و فقدان است و یا چیزی است که منجر به فقدانات میشود . حتی در گناهان این طور است ( تنها ظلم را گفتیم ) . گناهان و صفات رذیله را اگر شما در نظر بگیرید ، هر صفت رذیلهای فی نفسه ، خودش برای خودش و برای آن قوهای که آن را به وجود آورده بد نیست ، از نظر دیگر بد است . تکبر ، حسادت و . . . از نظر آن قوه از