توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
کسی که روز اول آمد این خانه را ساخت ، بعد هم رفت دنبال کارش . خدا را به منزله بنای عالم حساب میکنیم ، آن سازنده اول عالم که اگر عالم اول نداشته باشد ، سازنده هم دیگر ندارد . مسلم خدا اگر مثل بنا میبود ( باید عالم هم اول میداشت ) . این خانه اگر اول نداشته باشد . یعنی به همین هیئت و وضعی که هست از ازل همینجور بوده ، خوب بنایی حتما نداشته ، چون بنا میآید این را به این وضع ، به این صورت میسازد ، ولی درباب خدا چطور ؟ درباب خدا این جور نیست . هیچ برای ما فرق نمیکند که ما زمان را متناهی بدانیم یا نامتناهی ، اینها برای بحث در وجود خدا تأثیر ندارد . این هم یک مطلب . مطلب دیگر : راههای اثبات وجود خدا چیست ؟ از چه راههایی میشود وارد شد برای اثبات وجود خدا ؟ آیا این راهها راههای مختلفی است یا راههای مختلفی نیست ؟ این مسأله باشد برای جلسه بعد . . . . صیادی داشت میرفت . یک مرغی ، کبوتری از بالا حرکت میکرد ، سایهاش افتاده بود روی زمین . او توجه نداشت که اصلا این چیزی نیست ، خیال میکرد این خودش چیزی است . این را دنبال میکرد ، همیشه میرفت و نمیدانست آن که اصل است یک چیزی است که بالای سر اوست و این سایهای از سایههای اوست . - . . . درست است ، میشود . استاد : نمیخواهم بگویم درست است یا درست نیست . البته ما در مقام اثبات " مثال " نیستیم . " مثال " افلاطونی قابل بحث است و خودش تاریخچهای دارد . " مثال " افلاطونی که تصور افلاطون از " مثال " چه بوده ، بعد دیگران در این زمینه چه گفتهاند ، خودش یک مطلبی است ولی ما اینجا به عنوان مثال و برای توضیح مطلبعرض کردیم ، نخواستیم بگوییم " مثال " افلاطونی درست است یا درست نیست . - یکی از خانمها سؤال کردهاند که فرمودید خدا شیئی جدا از اشیاء نیست ، بلکه در اشیاء است ، بنابراین " به سوی خدا " چه مفهومی دارد ؟ استاد : اینکه عرض کردیم که خدا در اشیاء است نخواستیم همه مطلب را اینجا