توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٨
وحشی بسیار نادر است ، در حالی که نژادهای مختلف کبوتر اهلی بسیار فراوان است ( خودش صد و بیست نوع آن را جمعآوری کرده بود ) و حتی تفاوت بین خصوصیات نژاداهلی گاهی به حدی میرسد که بیش از تفاوت بین این نوع با نوع دیگر پرنده ( فرضا کبک و تیهو ) است . مدتی در این موضوع مطالعه کرد . بعد متوجه شد که پرورش دهندگان جانوران و گیاهان وقتی صفت ممتاز و مفیدی را در جانوری یا گیاهی میبینند ، آن جانور یا گیاه را جداگانه پرورش میدهند و در نتیجه آن صفت مفید تقویت میشود و در نسلهای بعدی این تقویت و تشدید انتقال داده میشود ، به طوری که پس از مدتها ایجاد نوع جدید میکند . داروین این مساله را " انتخاب مصنوعی " نامیده است ، یعنی بشر مصنوعا با دست خودش این انتخاب را انجام میدهد . از این مطلب دو موضوع را کشف کرد : یکی اینکه شکل و هیأت و صفات جانوران و جانداران تغییر پذیر هستند ، ثابت نیستند ، دوم اینکه این تغییر پذیری قابلیت تشدید و تقویت دارد . بعد مدتی به فکر افتاد که حتما عاملی هم در طبیعت وجود دارد که بر روی جانوران و گیاهان وحشی اثر دارد . پس از مدتی مطالعه ، کتاب رسالهای در باب جمعیت تألیف مالتوس دانشمند اقتصادان انگلیسی که کشیش هم بود ، به دستش افتاد . مالتوس در کتاب خودش ثابت کرده بود که جمعیت روی زمین با تصاعد هندسی افزایش پیدا میکند ، یعنی از هر پدر و مادر به طور متوسط چهار فرزند باقی میماند . بنابراین افراد روی زمین به نسبت ٢ ، ٤ ، ٨ ، ١٦ یعنی تصاعد هندسی بالا میرود ، در حالی که غذا و مسکن با تمام کوشش و تلاشی که صنعت و تکنیک بشر در راه تأمینش به کار میبرد ، به نسبت تصاعد حسابی یعنی ٢ ، ٤ ، ٦ ، ٨ بالا میرود . بنابراین عواقب شومی در انتظار بشریت است ، یا باید آفات ، جنگها ، بیماریهای میکروبی ، زلزله و سایر آفات ، بشر را تعدیل کند و یا اینکه باید مردم را به ریاضت اخلاقی وادار کرد و مانع تولید مثل آنان شد . داروین پس از خواندن این کتاب مدتی مطالعه کرد و عاملی را به نام عامل " انتخاب طبیعی " در طبیعت کشف کرد که اساس فرضیه خودش را بر آن گذاشت ، به این معنا که گفت تمام انواع جانوران و گیاهان به وضع بیحسابی به تولید همنوعان خودشان مشغولند ، به طوری که اگر زادههای یک نوع از جانور یا گیاه ( فرضا سوسک یا خرگوش یا خزه ) تنها روی زمین باقی بمانند ، در مدت کوتاهی تمام سطح زمین را سوسک یا خرگوش یا خزه فراخواهد گرفت و اگر تمام مردم روی زمین به مرگ طبیعی بمیرند ، بعد از گذشت هزار سال ، جا برای ایستادن قائم روی سطح زمین پیدا نمیشود . بعد با خود گفت : پس این تعادل جمعیتی که بین انواع مختلف و افراد یک