توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦١
گوسفندی برای دفاع ، سر خودش را به سر گوسفند دیگر میزند و شاخ درمیآورد ، چرا هر قدر روی سر گوسفند میزنیم شاخ درنمیآورد ؟ اگر ما صیانت نفس را به عنوان یک اصل بپذیریم ، مسائل دیگر حل میشود ولی خود صیانت نفس که هر موجودی سعی میکند خودش را حفظ کند ، این را باید اول حل کرد . استاد : نفس حیات تحت نظر هر خصوصیتی ، خودش یک مسأله مهمی در طبیعت است . اگر مقصودتان این است که تنها بحث درباره صیانت نفس و صیانت ذات کافی است ، تازه آن هم کافی نیست . ببینید ، همان که الان میفرمایید ، خود آقای لامارک هم در اینجا اعتراف کرده است . فرض کنید که دو تا گوسفند سر یکدیگر را به هم میزنند و بعد در آن محل اصابت ، کم کم ابزاری که متناسب با این عمل باشد پیدا میشود . این حتی از حدود حس صیانت ذات هم خارج است ، یعنی اینطور نیست که آن موجود احتیاج خودش را به یک چنین چیزی درک میکند ، طرحش را میریزد و بعد در وجود خودش میسازد ، همان قوه حیات در لاشعوری ( یعنی یک شعور مافوق شعور ) ( ١ ) او این را به وجود میآورد . مسلما اینطور نیست که موجود زنده ( مثلا همان گوسفند ) وقتی که سر خود را به دشمن میزند ، احساس میکند و میگوید افسوس ! من اینجا یک ابزاری از فلان جنس و ماده و ترکیبات ندارم ، اگر میداشتم ، دشمن را چنین و چنان میکردم . قطعا در شعور او [ چنین احساسی وجود ندارد ] . انسانها هم بعد از مدتها که تکامل پیدا کردند تازه میفهمند مادهای که مثلا شاخ گوسفند از آن ترکیب میشود چیست تا بروند از نو آن را ترکیب کنند . ولی یک نیروی مرموز مجهولی در طبیعت هست که متناسب با احتیاجات حیوان برای او عضو میآفریند ، یعنی جنبه درونی قضیه تقویت میشود . آنها میگویند عوامل خارجی [ تأثیر دارد ] . عوامل خارجی مؤثر است . اما به این معنا مؤثر است که مؤثر " موجد " نیست ، بلکه به قول حکما مؤثر " معد " است ، علت اعدادی است نه علت ایجابی . علت اعدادی یعنی چه ؟ یعنی اینکه او را آماده میکند تا علت خودش او را به وجود بیاورد و به تعبیر دیگر ، عمده آن عکسالعملی است که طبیعت خود موجود زنده در مقابل این عامل خارجی نشان میدهد و باید روی آن حساب کرد