توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
میخواهی بدانی آدم خوبی است یا نه ، از آقای " ب " بپرس . میگویید پس محال است که من از این راه بتوانم خوبی و بدی آقای "ب" را بفهمم، چون اگر بخواهم خوبی آقای " ب " را بفهمم باید به دلیل آقای "الف" خوبی او را بفهمم و اگر خوبی آقای " الف " را بخواهم بفهمم به دلیل خوبی آقای " ب " ( باید بفهمم ) ، یکی از اینها قبلا از راه دیگر باید برای من اثبات شده باشد . امثال اینها البته خیلی زیاد است . تسلسل هم از این قبیل است و هزارها م ثال از این قبیل میشود پیدا کرد . پس این مسأله را هم ما طرد میکنیم ، بیش از این هم دربارهاش بحث نمیکنیم که کسی بگوید خدا یک مسأله قابل اثباتی نیست برای اینکه محسوس نیست . نه ، این دلیل نمیشود . ممکن است یک امر معقول باشد و محسوس نباشد و قابل اثبات باشد . این هم یک مطلب دیگر و در حقیقت مقدمه دوم .
تأثیر محدود بودن فضای عالم در مسأله توحید
مقدمه سومی که ما باید اینجا عرض کنیم این است : به همان دلیل که گفتیم ، ما خدا را که جستجو میکنیم به معنای این است که یک حقیقت کامل نامحدودی را جستجو میکنیم نه یک شیء را در میان اشیاء دیگر از اشیاء این عالم . پس ما خدا را در صفحه زمان و در صفحه مکان جستجو نمیکنیم ، یعنی در میان این موجودات زمانی نمیگردیم ببینیم خدا در کجای زمان قرار گرفته ، در میان موجودات مکانی هم نمیگردیم ( ببینیم ) این خدا در کجا قرار گرفته است ، بلکه خدا آن قدر وجود کلی و محیط دارد که در واقع ما میخواهیم ببینیم که آیا این عالم هستی غیر از صفحه زمان و صفحه مکان صفحه دیگری هم که صفحه نهان هست دارد یا ندارد . بنابراین زمان و مکان را در مسأله خدا نباید دخالت داد ، که به این نتیجه رسیدیم . مسأله : آیا ما اگر قائل به خدا باشیم باید قائل باشیم به محدود بودن مکان ؟ که اگر ما قائل شدیم به نامحدود بودن مکان ، با اعتقاد به وجود خدا منافات دارد ؟ یعنی این ابعاد ، فضا به اصطلاح ( متناهی است ؟ ) میدانید که دو فرضیه در این مسأله از قدیم بوده ، هنوز هم به صورت دو فرضیه هست . آیا این فضا ، ابعاد ، متناهی است یا غیرمتناهی ؟ یک مسألهای است . آیا ابعاد عالم نامتناهی است ، به هیچ جایی منتهی نمیشود ؟ صحبت یک میلیارد سال نوری ، ده میلیارد سال نوری ، صدها میلیارد سال