توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
اثباتا . همان " زمان " هم که عرض کردیم ، همینطور است . زمان را علم پذیرفته است ولی آیا زمان محسوس است ؟ زمان را انسان با چشم میبیند ؟ با دست لمس میکند ؟ با گوش میشنود ؟ با کدام حس از این حواسی که بشر دارد وجود زمان را حس میکند ؟ هیچ حسی . پس اینجور نیست که ما بگوییم اساسا این مسائل از حوزه و قلمرو تحقیق بشر خارج است . نه ، بشر دارای یک نیروی فکری و یک استعداد فکری هست که میتواند درباره این مسائل اظهار نظر کند . حالا یک مثال ذکر کنم خوب است . لابد به این مسألهای که به نام " دور " معروف است توجه دارید . خوب ، فلاسفه میگویند ولی غیرفلاسفه هم میگویند ، دور را هر کسی عقلا محال میداند . اصلا محالها که محسوس نیست ، اگر محسوس بود باید موجود باشد تا آدم احساس کند ، و اگر موجود بود که محال نبود . آیا کدام ذهن است که یقین و قطع نداشته باشد به محال بودن دور ، بلکه علمش به محال بودن دور از علمش به وجود خورشید ضعیفتر نیست . دور چیست ؟ اگر شما یک مسألهای را بخواهید اثبات کنید ، چنانچه پایه اثبات آن را یک مسأله دیگر قرار بدهید ، یعنی این مسأله را اثبات کنید به دلیل یک مسأله دیگر که آن مسأله را پایه قرار دادهاید ، بعد وقتی میخواهید آن مساله را اثبات کنید ، این مسأله را پایه برای آن قرار بدهید ، میگویید آقا این درست نیست ، برای اینکه صحت مسألهای که اسمش " الف " است موقوف به این است که من اول مسأله " ب " را اثبات کرده باشم ، بر من ثابت شده باشد تا بتوانم مسأله " الف " را اثبات کنم . بعد به مسأله " ب " که میرسید مسأله " ب " را شما به دلیل مسأله " الف " میخواهید اثبات کنید ، میگویید پس اول مسأله " الف " باید برای من اثبات شده باشد تا مسأله " ب " ( اثبات شود ) . این درست نیست ، چنین چیزی محال است . هیچ وقت این دو مسأله برای من اثبات نخواهد شد . محال است که این دو مسأله بتوانند همدیگر را ثابت کنند . [ مثال ] سادهترش : شما یک نفر را نمیشناسید که این آدم خوبی هست یا نه . میگویید من نمیدانم این آدم درستی است یا نه . دیگری میگوید آقا از آقای " الف " بپرسید . میگویید آخر من آقای " الف " را هم نمیشناسم . من باید او را بشناسم که آدم خوبی است یا نه ؟ میگوید از آقای " ب " بپرس . میگویید این که درست درنمیآید ، من میخواهم بفهمم آقای " ب " آدم خوبی است یا نه ، شما میگویید از آقای " الف " بپرس . من آقای " الف " را هم نمیشناسم . میگوید خوب ، او را هم اگر