توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
حادثه است ، پدیده است ، بدون علت نمیتواند باشد [١] . حرکت محرک
لازم دارد ، بدون محرک محال است . این یک مقدمه .
مقدمه دوم : علت از معلول خودش انفکاک پذیر نیست ولو زمانا ، یعنی
علت با معلول خودش همیشه همزمان است ، محال است که علت از معلول
فاصله زمانی یا [ با آن ] توالی زمانی داشته باشد . اگر علتی از معلول
خودش منفک شد ، آن علت واقعی نیست ، به اصطلاح علت " اعدادی " است
، علت آماده کننده است نه علت واقعی .
مقدمه سوم : حرکت در دنیا وجود دارد و ما گفتیم حرکت به محرک همزمان
احتیاج دارد . میگوید محرک خودش متحرک به معنی اعم - یعنی متغیر ،
متحول - است یا نیست ؟ آیا آن محرک ، خودش ثابت است یا متحرک ؟
اگر ثابت است ، مدعای ارسطو تا اینجا ثابت است ، با توضیحی که بعد
عرض میکنیم . اگر محرک ثابت نیست و متحرک است ، آن هم باز به یک
محرک احتیاج دارد ، باز صحبت در آن محرک میآید که متحرک است یا
ثابت ، در نهایت امر باید حرکتها منتهی به ثابت بشوند که اسم آن ثابت
را میگذارند " محرک اول " .
یک مطلب دیگر هم باید اضافه کنیم و آن این است که هر چه جسم و
جسمانی است متغیر و متحرک است ، یعنی ما در عالم طبیعت ثابت نداریم
، هر چه داریم دارای نوعی تغیر و تحرک است . ارسطو میخواهد از طرفی
بگوید که در عالم طبیعت ثبات وجود ندارد ، ثابت وجود ندارد ، و از
طرف دیگر بگوید تمام حرکات باید به یک ثابت منتهی شود ، یعنی باید
سررشته تمام حرکات و محرکات یک ثابت باشد . آن ثابت از نظر او همان
موجود ماوراءالطبیعی است ، چون همینقدر که [ ثابت ] شد ، دیگر طبیعت
نیست ، طبیعت که نشد ، ماوراءالطبیعی میشود . این پیکره استدلال ارسطو
در اینجاست . البته در اطراف این استدلال خدشهها و مناقشههایی شده است
که همه آنها قابل جواب دادن است .
[١] البته امروز یک حرفهایی در این زمینه زدهاند ، حالا ممکن است بگویند که آنچه امروز میگویند ، غیر از آن چیزی است که ارسطو گفته است اگر چه آنها به ارسطو نسبت میدهند .