توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤
نیست ؟ راههای فلسفی چون علمی نیست به این معنا که تجربتی نیست ، بیشتر جنبه حسابگری دارد ، محاسبه است البته نه محاسبه ریاضی - یعنی نظیر محاسبات ریاضی ، انسان از راه معانی و مفاهیم خواسته است در این زمینه استدلال کند . از نظر بسیاری از افراد مردم و مخصوصا اروپاییها راه فلسفی برای اثبات خداشناسی یک راه کهنه و غیرموصلی است و حتی بسیاری از آنها تصریح میکنند که هیچیک از برهانهایی که به شکل فلسفی برای اثبات خداشناسی آورده شده است ، به اصطلاح جنگی به دل نمیزند و راه منحصر برای خداشناسی همان راهی است که از طریق موجودات و مخلوقات و نظامی که در خلقت هست و یا - آن طوری که ما تحقیق کردیم - هدایتی که در موجودات وجود دارد ، میشود خدا را اثبات کرد ، آنهایی که از راههای فلسفی خواستهاند وارد شوند ، راهشان صد درصد غلط و کوره راه است و به جایی نمیرسد . ما عجالتا ولو از جنبه تاریخ علم توحید هم شده است ، باید این راهها را بیان کنیم و ببینیم که آن راهها چگونه راههایی بوده است و خدشهها و مناقشههایی که بر این راهها وارد کردهاند ، چگونه خدشهها و مناقشههایی بوده است . من از نظر کلی به سه نوع برهانی که به شکل فلسفی اقامه شده است اشاره میکنیم و تا اندازهای که لازم است بحث میکنیم و از این مطلب رد میشویم . یک برهان " برهان ارسطویی " است که از ارسطو رسیده است ، برهان دیگر " برهان سینوی " است ، یعنی از ابنسینا رسیده است ، و برهان سوم هم میتوانیم اصطلاح " برهان صدرایی " بر آن اطلاق کنیم که از صدرالمتألهین است .
برهان " محرک اول "
آنچه که از ارسطو رسیده است ، همان حرف معروف " محرک اول " است . البته باید توجه داشته باشید که حرکت در اصطلاح فلسفه مخصوص حرکتهای مکانی نیست ، هر تغییر و تحولی از نظر فیلسوف حرکت است ، خواه آن تغییر و تحول در مکان باشد ، خواه در کمیت ، خواه در کیفیت ، خواه در وضع ، خواه در جوهر و در هر چه میخواهد باشد . فیلسوف وقتی میگوید " حرکت " یعنی تغییر ، نقطه مقابل ثبات . ارسطو گفته است که هر حرکتی محرک لازم دارد ، چون حرکت حادث است ،