توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
به هیچ نحو قابل تبدیل به انرژی نباشد . - خیر ، این را نمیشود اثبات کرد . استاد : آنچه به نظر من مهمتر است ، این سؤال سوم است : آخر ما برای انرژی ، تعریفی که با این تعبیر سازگار باشد پیدا نکردیم . ما در جلسه گذشته عرض کردیم که همیشه تعبیرات علمی با تعبیرات فلسفی دوتاست . از نظر تعبیرات علمی ، مطلب را هر طور بگوییم که نشانیای برای مقصود باشد ، کافی است ، ولی از نظر فلسفی باید تعریف باشد . مثلا فرض کنید شما یک کتاب لغت دارید ، بعد میگویید من این کتاب لغت را به یک کت تبدیل کردهام . معلوم است مقصود چیست ، واقعا شما این کتاب را تبدیل به کت نکردهاید ، رفتهاید آن را فروختهاید ، بعدا از پول آن کتی خریدهاید ، اما این تعبیر میگوید تبدیل کردهاید . از نظر علم ، اگر ما بخواهیم اسم چنین چیزهایی را " تبدل " بگذاریم مانعی ندارد ، یعنی اگر یک رابطه مخصوصی میان دو شیء باشد [ که ] همیشه این شیء باید در اینجا معدوم شود تا آن شیء در آنجا به وجود آید ، ما به آن تبدل میگوییم . مثلا موجی که در حوض پیدا میشود ، اگر همیشه متناوبا وقتی موجی که در اینجا هست از میان میرود موج آن سر به وجود میآید و وقتی موج آن سر از میان میرود موج اینجا به وجود میآید ، در اینجا اگر ما چنین تعبیر کردیم که این به آن تبدیل میشود ، کار بسیار غلطی نکردهایم . اما " تبدیل " به مفهوم دقیق فلسفی که با این [ مباحث ] ما ارتباط دارد . این است که واقعا نفس واقعیت یک شیء تغییر کند و حالت و شکل دیگری پیدا کند . انرژی را که میفرمایید استعداد انجام کار ، تعبیر خیلی خوبی است و دارای سه مفهوم استعداد ، انجام و کار . اما کلمه " استعداد " یک مفهوم فلسفی است ، معنایش فقط " میتواند " است . وقتی ما میگوییم این شیء استعدادش چنین است ، یعنی " میتواند " در مقابل " نمیتواند " . " انجام " هم مساوی با خود " کار " است . چون کار یعنی انجام دادن . استعداد کار یعنی استعداد کار انجام دادن ، [ انرژی ] برمیگردد به کار و حرکت . پس در آخر ما به اینجا میرسیم که در یک جا در حالی که مادهای مصرف و خرج میشود ، حرکتی هم پیدا میشود . اما آیا از نظر فلسفی هم شما میتوانید بگویید که آن ماده تبدیل شد به این حرکت ؟ یعنی اصلا آن بود ، این شد ؟ ماده حرکت شد ؟ تبدل به مفهوم فلسفی [ انجام شد ] ؟ اگر فرض کنیم یک کسی بیاید این کتاب شما را با معجزه کت