توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
آن طبیعت حیوانی در حیوان معدوم شد پس حیوان معدوم شد . پس ، از نظر قدما موجودها معدوم میشوند ، و معدومها موجود میشوند ، ولی نمیگفتند ماده موجودها معدوم میشود که [ بگوییم ] لاوازیه حرف جدیدی آورده است . پس باز اختلاف نظر لاوازیه با قدما در یک مسأله فلسفی است نه در یک مسأله علمی . لاوازیه میگوید اصلا این شیء جز ماده چیزی نیست ، یعنی اصلا به صورت نوعیه و طبیعت فکر نمیکنم ، ماده اشیاء هم که - به قول او - معدوم نمیشود [ و اگر ] معدوم است موجود نمیشود . پس هیچ موجودی معدوم نمیشود و هیچ معدومی هم موجود نمیشود . اما قدما اختلافشان در این جهت بود که میگفتند تمام هستی این [ شیء ] را همان جنبه محسوسش تشکیل نمیدهد ، جنبه معقولش هم ( یعنی جنبهای که وجود آن فقط با نیروی عقل و فلسفه درک میشود ) [ جزئی از هستی آن است ] و با تجزیه و تحلیل و ترکیب کردن در لابراتوار وجود آن را نمیشود دید ولی وجودش را میشود کشف کرد . حرف لاوازیه اصلا حرف تازهای نیست ، تازگی آن را از کجا آوردهاند و این همه دهل برای آن در دنیا زدهاند ؟ پس حضرت عالی این سه موضوع را برای ما به ترتیب توضیح بفرمایید : . ١ لاوازیه که میگوید ماده معدوم نمیشود و ماده معدوم موجود نمیشود ، مقصود در مجموع مادههاست یا در هر فرد و شخص ؟ . ٢ این که میگویند ماده به انرژی تبدیل میشود و انرژی به ماده ، انرژی را چگونه تعریف کردهاند که با ماده قابل تبدل و تحول باشد ؟ . ٣ آن جنبه نوی واقعی در نظریه لاوازیه چیست ؟ ما هر چه نگاه میکنیم میبینیم که همه قدیمیها هم به این مقدار عقیده داشتهاند ، منتها اینطور تعبیر نمیکردند . این که ماده باقی است ، آنها هم قبول داشتهاند ولی هرگز این طور نمیگفتند : " پس موجود معدوم نمیشود " ، چون همه هستی شیء را ماده شیء نمیدانستند . حالا خواهش میکنم در اطراف اینها توضیح بفرمایید . استاد رضا روزبه : لاوازیه با تحقیقات و آزمایشهای خود این نظریه را به اثبات رساند که در ضمن فعل و انفعالات شیمیایی چیزی از بین نمیرود و چیزی هم تولید نمیشود . لاوازیه میگوید : " چیزی در طبیعت پیدا نمیشود و چیزی گم نمیشود " ، ولی مقصود او از این جمله در همان حدود مورد بحث او ( یعنی شیمی ) بوده است . تا مدت زیادی پس از او این نظریه مورد قبول بوده است ، تا آنکه تحقیقات دقیقتر و