توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
هی ملامت میبیند . مردی است در زمان معاویه به نام " بسر بن ارطاه " که مرد بسیار جانیای بود . معاویه او را برای ارعاب رعیتهای امیرالمؤمنین فرستاد . گفت به هر جا رسیدی از هیچ کار مضایقه نکن . او هم دستور معاویه را به حد اعلی به کار بست و حتی گاهی اگر بچه صغیر هم گیر میآورد سر میبرید ، کمااینکه دو بچه از عبیدالله بن عباس را که حاکم یمن بود ، جلوی مادرشان سر برید . بعد کمکم همین آدم دیوانه شد . میگویند خلبان هیروشیما الان در دارالمجانین است . با اینکه چقدر از این آدم استقبال کردند و مدال دادند ، بعدها خودش به فکر فرو رفت ، دید کار زشتی کرده است . دیگر هر کاری کردند نتوانستند وجدان این آدم را راضی کنند . این ، الهامات اخلاقی است . دو سه نوع هدایت دیگر هم در انسان داریم که در جلسه آینده میگویم ، یکی مسأله هدایت حدس برای علماست . این یک مطلبی است که آیا به علما ( علما که میگویم مقصودم تنها علمای مذهبی نیست ، مقصودم مبتکرین و مکتشفین و مخترعین نیز هست ) الهام میشود ، وحی میشود یا نه ؟ آیا پیشرفت علم معلول دو عامل است : یکی عامل تجربه و آزمایش و دیگری تفکر عادی منطقی ، تفکر ریاضی ، صغری و کبری چیدن و نتیجه به دست آوردن ، یا علم مولود الهام هم هست ؟ در اینجا من نظریه قدیم و جدید را عرض خواهم کرد که بوعلی چه گفته است ، غزالی چه گفته است ، و در این زمانهای اخیر خودمان علما در این زمینه چه گفتهاند . که این نوع دیگری از الهام و هدایت در بشر است .